دانشجو چه نباید بکند؟!
یکی از آسیب های امروز کار دانشجویی، ورود به مسائل به صورت مقطعی و با هدف رفع تکلیف می باشد. بارها شاهد آن بوده ایم که رهبری نکته ای را مطرح می کنند و نسبت به موضوعی انذار و هشدار می دهند؛ سپس فردای آنروز تعدادی از انشجویان دغدغه مند مقابل آن سازمان(ارگان) مورد خطاب رهبری تجمع کرده و خواستار برآورده ساختن سخنان ایشان می شوند و یا مثلا چند ساعت پس از پیام رهبری، دانشجویان با دادن یک بیانیه، به سخنان رهبری صحه گذاشته، سخنان ایشان را تائید کرده و هشدار ایشان را – به صورت نعل بالنعل- تکرار می کنند؛ همین. و دیگر همین می شود تنها واکنش دانشجویان انقلابی به سخنان ره بر(تازه این در بهترین حالت است، بسیاری دیگر از دانشجویان که همین دغدغه های رهبری را هم درک نکرده و هنوز درگیر بد حجابی و ماهواره و داعش می باشند).
اما نکته ای که باید مورد اشاره قرار گیرد این است که چرا این سنخ کارهای دانشجویی عموما دوامی نداشته و نتایج عینی و قاب لمسی برای انقلاب در پی ندارند؟ دو نکته در پاسخ به نظر می رسد که باید مورد اشاره قرار گردد:
اولا آنکه) اصولا برخی دانشجویان در کار دانشجویی، به دنبال به نتیجه رساندن نیستند؛ یعنی شاید هدف در بسیاری از کارهای داشجویی صرفا اعلام مواضع و رفع تکلیف و یا کارهای صرفا نمایشی باشد؛ در صورتیکه آن انتظاری که از جریان دانشجویی وجود دارد این است که دانشجویان با هدف به نتیجه رسیدن و دقیقا نتایج مطلوب را کسب کردن باید وارد عملیات و مطالبه شوند.
در ثانی) عدم تداوم در کارها، ریشه ای در عدم نگرش صحیح به بیانات رهبری از جانب جریان حزب اللهی دارد. وقتی تنها و تنها دلیل ورود و عملیات ما، سخنان رهبری آنهم به صورت منقطع می شود، باید انتظار این را داشته باشیم که کار ناشی از این چنین دغدغه ای هم ممتد نشود. یعنی ما باید به دلایلی که رهبری استناد می کنند استناد کنیم تا عمق موضوع را دریافته و دقیقا مسئله برای ما هم تبدیل به یک «دغدغه» شود. ما باید عللی که رهبری به یک نکته اشاره می کنند را مورد بررسی قرار داده و سپس با تجزیه و تحلیل آن علل و دلائل، برنامه ریزی کرده و وارد عمل شویم. اما اغلب اینگونه نیست؛ یعنی ما صرفا یک سخنرانی از رهبری شنیده و بدون آنکه به دلائل قضیه پی ببریم وارد آن موضوع می شویم و سپس به این دلیل که روی موضوع دقیق نشده و عمق مطلب را نگرفته ایم مطالبه ای هم که می کنیم، غیر دقیق، سطحی و یا اشتباه است؛ و چون مسئله واقعا برای ما تبدیل به «مسئله» نشده به یک یا دو واکنش اکتفا کرده و خیال می کنیم وظایف خویش را تمام و کمال انجام داده ایم.
ادامه دارد...