بعد از پیگیری های زیاد و زحمات برخی دوستان برای تدوین مرامنامه جریان عدالتخواه شیراز، به پیشنهاد دوستان قرار بر این شد که برای رونمایی از سایت عدالتخواهان و مرامنامه، همزمان با هم همایشی برگزار کنیم و کار سایت را به صورت رسمی شروع کرده و مرامنامه را هم با صدای بلندی به گوش همه فعالان و علاقه مندان به این گفتمان برسونیم.

ابتدائا قرار بر این شد که همایش را مثل دیگر جلساتمون توی سالن کنفرانس درمانگاه پوستچی برگزار کنیم؛ سخنران اصلی مراسم هم، مهندس کدیور، دبیر اسبق مجمع باشن؛ زعم ما بر این بود که مثل جلسات ضیافت عدالت که توی ماه رمضان برگزار می کردیم و به صورت گسترده برای تبلیغ برنامه پیامک می زدیم و در روال برگزاری برنامه به مشکلی هم بر نمی خوردیم، این بار هم بتوانیم همایش ساده و مهم خودمون را بگیریم و به کارمون ادامه بدیم.

با این پیشفرض بود که بعد از اینکه هماهنگی اولیه برای برگزاری جلسه در درمانگاه پوستچی با مدیر درمانگاه انجام شد، مثل روال سابق پیامک تبلیغ برنامه را برای اکثر شماره هایی که در سامانه پیامکی مجمع وجود دارد ارسال کردیم(که البته جزء این شماره ها شماره مسئولین ارشد استانی و اعضای شورای شهر و ... هم وجود داشتن). تا صبحی که قرار بود برنامه برگزار بشه حدودا هیچ مشکلی وجود نداشت و کارها بر وفق مراد پیش میرفت. اما...حدودا 3 ساعت قبل از شروع برنامه( یعنی حدود ساعت 14)، از حراست درمانگاه با ما تماس گرفتند؛ حرفشون این بود که شما باید برای برگزاری این برنامه از حراست کل دانشگاه علوم پزشکی مجوز می گرفتید! و تا وقتیکه اونها به شما مجوز ندن ما هم در را به روی شما باز نمی کنیم!!

واقعا دقایق سختی برای ما بود...بعدا بعد از یک سری پیگیری ها متوجه شدیم که اشکال کار از پیامک هایی بوده که ما به افراد ارسال کردیم و ظاهرا برگزاری یک جلسه ساده برای رونمایی از یک سایت ساده و مرامنامه هم برای برخی اعضای شورای شهر و برخی مسئولین شهری انقدر ثقیل و غیر قابل پذیرش بوده که تمام تلاششون را به کار گرفتن تا نگذارن ما این جلسه را برگزار کنیم؛ اما خب، زهی خیال باطل...

از بحث اصلی دور نشم. خلاصه اینکه ما رفتیم پیش مسئول حراست علوم پزشکی که ببینیم مشکل کار کجا بوده، که با پاسخ قاطع مواجه شدیم و آنان در کمال صراحت گفتند که "خیر"، و اینکه ما باید برناممون را کنسل کنیم و... اما از اون جهت که بسیجی میمیرد ذلت نمی پذیرد و اینکه ما برای حرفی که می زنیم و قراری که میگذاریم ارزش قائلیم، شروع کردیم به تماس گرفتن با این و آن برای جابجایی مکان. اما از اون جهت که ما عدالتخواهیم و دوستانمون توی این شهر کار خودشون را همیشه خوب بلد بودن(از این جهت که وظیفه ما پیدا کردن نقاط منفی افراد و گروه های شهری است، ما باید نقاط افتراق را بجوییم و مطالبه کنیم و با هیچ احدی هم عقد اخوت نبسته ایم)، حدودا هیچ کدام از گروه های شهری و دانشگاهی و ... حاضر به دادن یک مکان برای برگزاری جلسه 2 ساعته ما نبودند، چرا که امکان داشت راه دادن به جریان منحوس! عدالتخواهی توسط دوستان، نان برخی را آجر کند، ممکن است از فردا به آنها بد نگاه شود، شاید دیگر آن پستی که برایش سال ها تلاش می کرده اند به جرم ارتباط با عدالتخواهان، به آنان داده نشود و .... بالاخره اینکه، بعد از کلی پیگیری و تماس و ... خبر رسید که کانون رهپویان وصال اجازه برگزاری جلسه را در این مکان به ما داده اند؛ ب

یست دقیقه مونده به جلسه، پیامک تغییر مکان جلسه برای همان شماره ها(با همون اوصاف) ارسال شد. ما هم به سرعت به سمت مکان جدید برگزرای جلسه حرکت کردیم، اما ....نزدیکیای کانون رهپویان(فلکه معلم) بودیم که با تماس گرفته شد که کانون رهپویان هم به دلیل فشارهای وارده، از دادن مکان به شما برای برگزاری جلسه معذور هست و خلاصه اینکه ما شرمنده ایم!!!

ظاهرا همون مسئولین معلوم الحال که به دلایل کاملا واضحی از جریان عدالتخواه کینه های بدریه و خیبریه داشتند، با شنیدن برگزاری جلسه در کانون رهپویان، برافروخته شده و تماس پشت تماس با مسئولین رهپویان گرفته بودند که آقا نگذارید این منحرفان به کانون راه پیدا کنند و ...وضعیت، وضعیت حساس و بحرانی بود، باید سریعا تصمیم میگرفتیم، دو کار را میتوانستیم انجام بدیم؛ یا اینکه برنامه را لغو کرده و یک زمان دیگه جلسه را برگزار می کردیم( که با توجه به عوض شدن مکان و اینکه برخی مسئولین خیال نکنند هر کاری که دلشون بخواد میتونن توی این شهر انجام بدن) بنده با این نظر مخالف بودم، یا اینکه برنامه را مقابل درب کانون برگزار می کردیم.

تصمیم بر این شد که جلسه را مقابل درب کانون در پیاده رو اجرا کنیم، در حال نصب بنر برای شروع برنامه بودیم که ناگهان...دیدیم آقای انجوی نژاد وارد کانون شدند، بنده هم به سرعت پیش ایشون رفتم و ما وقع را براشون توضیح دادم، جواب ایشون این بود: "غلط کردند، بیایید و برنامتون را اجرا کنید." بالاخره بعد از انبوهی از سختی و مشقت برای برگزاری یک جلسه ساده، ما موفق شدیم برناممون را اجرا کرده و اتفاق بسیار خوب و مهم این بود که سخنران اصلی برنامه ما، تبدیل شد به حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد و ایشون در برنامه ما حضور به هم رسوندند و سخنرانی نمودند و نکات بسیار مهم و دقیقی را مطرح کردند.

نتیجه:

1.این قضیه این پیام را برای ما داشت که چگونه عده ای در شهر، میتوانند با امکانات حداقل، با جمعیتی قلیل اما با عزم های راسخ و ارده های محکم و البته منطق قوی، به گونه ای خار در چشم بعضی سرمایه سالاران شهر شوند و چنان سد راهشان گردند، که آنان طاقت دیدن برگزاری یک همایش ساده توسط این گروه اندک را هم نداشته باشند و تمام توان خود را در راستای بایکوت این جریان به کار گیرند...که البته سنت و تقدیر حق طبق حکم الهی مبرهن است که به چه کسانی تعلق می گیرد؛ و لینصرن الله من ینصره...

2.دومین نتیجه اینکه همیشه پافشاری بر یک تصمیم حقانی و سپردن کار به خدا، موجب نزول برکت از طرف خداوند شده و نتایج کار را بهتر و مطلوب تر می کند...والذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا...

3....والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین... اللهم ما بنا من نعنمت فمنک...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۲۳:۱۶
هادی مسعودی

چند خطی بنگارم تا بخندیم و بر بخت خویش بگرییم و بر مسئولین خویش بتازیم، که این تاختن را از پدران این امت فرا گرفتیم و از ملامت ملامت گران، باک نداریم. فرض کنید آنچه را می‌گویم و قضاوت کنید آنچه را می‌خوانید؛

بنده حقیر ذلیل عضو این جامعه، که ادعای تشیع دارم، از دیدن نا بسامانی‌ای در جامعه اسلامی (نسبتاً اسلامی) به ستوه آمده و از باب امر به معروف و نهی از منکر (که آمران به معروف و ناهیان از منکر، خلفای خدا بر زمین اند)، به محضر والیان خویش، دردنامه‌های خود را بداده، درد دل وا کنم و از وضع موجود، اعلام نارضایتی کنم. از دغدغه دینی و بی‌عدالتی در جامعه اسلامی گویم و سفره خویش بگسترم و چند کلامی تلخ اما مهم از زبان جاری سازم.

و شما فرض بفرمایید آن والی را، با ریشان تا شکم به زیر آمده، با شکمی تا ... برآمده، با لبانی سرشار از ذکر و ورد و دعا، با سخنانی پر مدعا، دمادم دم از اخلاق و تقوا و "اصول" زدن و استناد دائمی به "حضرت آقا" کردن مقابل شما ایستاده و گوشش را متوجه حرف‌های شما نموده است. حال از این به بعد دیگر نیازی به فرض کردن نیست چرا که از اینجا به بعد آنچه شرح داده می‌شود عین واقعیت است و جا دارد تا تاریخ‌نگاران از جهت ثبت وقایع شگفت آور و البته مضحک در دفتر خود ذخیره نمایند تا به وقتش اجازه فراموشی به کسی داده نشود.

می‌گفتیم؛ آن وقتی که از دغدغه‌هایت گفتی، زبان به نگرانی‌های اجتماعیت گشودی در جواب می‌شنوی: «ای مزدور بی‌تقوای متوهم غیرمسلمان ساده‌لوح فتنه‌گر مریض فریب‌خورده ... یا دهانت را می‌بندی یا دهانت را می‌بندیم؛ اگر بیشتر از این از دغدغه‌های آن پیر جماران گفتی با همین ریش‌هایم لبانت را به هم دوخته، راهی دادگاهت می کنم. ای شب‌نامه پخش کن؛ چرا دلواپسی راه انقلاب را داری؟ ای استاد دانشگاه؛ چرا با حرف‌های علمی‌ات ما را اذیت می کنی و بی‌کفایتی ما را اثبات؟ اگر وضع به همین منوال پیش رود شکایت‌تان را پیش قاضی‌القضات برده و زبانتان را در کامتان می‌پیچانیم. مگر نمی‌دانید که پول و قدرت در دستان ماست؟ اصلاً مهم نیست که شما جرمی مرتکب شده‌اید یا خیر؛ البته که شماها مجرمید چون مقابل ما و حزب ما و قبیله ما ایستادید، البته که انقلاب و آرمان‌های انقلاب مهم نیست، مهم پست و مقام من است، البته که سومین حرم اهل بیت مهم نیست، مهم دوبی من است، البته که مردم مهم نیستند، مهم خانواده و قبیله و همفکر من است. در این روزگار که پول را توان انجام هر کاری است، بازپرس پرونده را با چندرغازی خریده، تا امضای ناشی از حضور تو در دادسرا را انکار کند، تا حکم جلبت را صادر نماید، تا دستور دهد چونان جانیان، تحت‌الحفظ تو را به پاسگاه برند (تا اجازه دهند اگر خانه نباشی به درون خانه‌ات یورش برند)؛ لب‌ها بر هم، قلم‌ها در هم، بگذارید دبی‌مان را بسازیم...»

بلی؛ زمانه اینگونه است؛ آخرالزمان است دیگر؛ سنگ ها را گرفته‌اند، سگ‌ها را رها کرده‌اند؛ به‌نام اصولگرایی با سرمایه‌های انباشته، به‌نام مردم رای آورده‌اند، مانند شاهان در خیابان‌ها راه می‌روند، با قدرت‌های نامشروع جمع کرده در پس ریش‌های درازشان و در پناه شکم‌های بر آمده‌اشان، سرمایه‌های شهر را به چوب حراج گذاشته و هر روز شعاری سر می‌دهند، منم منم هایشان را با "آقا آقا" می‌پوشانند و با بیت‌المال چون ارث پدریشان رفتار می کنند. بشناسید اینان را که فتنه گران واقعی‌اند، فتنه‌گر واقعی آن نیست که در سال 88 سطل آشغال آتش زد، فتنه‌گر اصلی همان کسی است که شعارهای اصیل انقلاب را به مسائلی سطحی تنزل داده و قیم‌مآبانه در حال اجرای فرمان فرماندهانشان در آن ور مرزها است، در آن ور مرزها می گویند توسعه، در این ور همین حضرات ظاهر الصلاح تکرار می‌کنند توسعه، چه طوطیان با وفایی.

و درد ما از اینجاست؛ از فراموشی درد مردم، از اینکه قانون را یکسان اجرا نکنی. وقتی پول داشته باشی همه چیز درست و قانونی است؛ به راحتی میتوانی هزاران درخت را قطع کنی و با خیال راحت دو برج شیک 25 طبقه بالا ببری، "چون پول داری". اما اگر پول نداشته باشی، تازه پای قانون به وسط می‌آید، قوانین دقیق می‌شوند، گویا قانون فقط برای عده‌ای لازم الاجراست.

به کوشکک می‌روی، می‌بینی حکم تخریب خانه یکی از اهالی، که نان شبش را هم به زور در می‌آورد صادر شده است، آن بنده خدا سه ماه تا کارتن خوابی زمان دارد؛ وقتی می‌پرسی چرا و چگونه این حکم صادر شده‌است، آن زمان است که کتاب‌های قانون بر سر دست گرفته‌شده و برایت ماده قانونی است که مرور می‌شود. اما نمیدانیم چگونه است، چرا هیچگاه این دقت قانونی، برای شمال شهر و سرمایه‌داران و گردن‌کلفتان اعمال نمی شود؟ البته جواب را خود دادم؛ "گردن کلفتان".

تا نام مستضعفین و محرومین و حلبی‌نشینان و حاشیه‌نشینان و کارتن‌خواب‌ها به میان می آید، قانون را با دقتی مثال‌زدنی تورق نموده و ذره‌بین‌وار حکم صادر می‌کنند. اما وقتی سوال از چگونه مجوز دادن به احداث مجتمع تجاری زیتون در آن مکان با آن جغرافیا می‌پرسی، دیگر حرفی از قانون به میان نمی‌آید و دائماً از ارج نهادن به حقوق سرمایه‌گذار و سرمایه‌بردار سخن به میان می‌آید؛

جالب است، نام بالا شهر و سرمایه پرست که می‌آید، مسئولین از فرش قرمز دم می‌زنند، نام جنوب شهر و مردم محروم به میان می‌آید، مسئولین اصلاً حرفی نمی‌زنند.

نام این نوع قانون مداری را می‌گذاریم "قانون تبعیض مداری"؛

نام این نوع تعهد را می گذاریم "تعهدی 1 درصدی با طعم تنعمی 99 درصدی"

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۳ ، ۰۵:۳۶
هادی مسعودی

یروز بود که شنیدیم قرار است  شنبه 21 تیرماه به مناسبت روز عفاف و حجاب، تجمع حامیان عفاف و حجاب ویژه بانوان ساعت 45/17 پل باغ صفا برگزار شود.راجع به این اقدام، لازم میدانم نکاتی را عرض کنم:

  

1.حجاب نماد برونی یک صفت دورنی است؛ حیا برگرفته از افکار و فرهنگ فرد است، چگونه با یک تجمع و راهپیمایی انتظار تاثیر گذاری بر افکار و فرهنگ افراد وجود دارد؟ 

 

2.به نظر نگارنده دلیل برگزاری این چنین تجمعاتی نوع دیدگاهی است که پشت این گونه رفتارها وجود دارد.وقتی شما شناخت خوبی از افراد بد حجاب جامعه نداری و آنان را زنانی فاسد، مغرض و تغییرناپذیر می پنداری، رو به سمت تظاهرات و راهپیمایی می آوری.اگر این را بدانی که بسیاری از دختران بدحجاب، صرفا بدلیل زیبایی بیشتر اینگونه هستند و ایدئولوژی و یا نیت خاصی پشت این قضیه ندارند، دیگر رو به برخورد چکشی نمی آوری. 

 

 

3.یکی از مصادیق ظلم به انقلاب اسلامی، تغییر اولویت های انقلاب و جابجایی آرمان های انقلاب، از جای خود است.باید متناسب با اهمیت و ارزش یک موضوع، با آن برخورد نمود.متاسفانه بسیاری از مذهبیون، تمام مشکلات جامعه پس از گذشت 35 سال از انقلاب را، صرفا بدحجابی دیده و با تقلیل مشکلات انقلاب به مساله ای درجه ده، عامل تحریف در مبانی انقلاب می شوند(به قول جلیلی، اگر روزی تمام افراد با حجاب شوند، بسیاری از افراد جامعه دیگر آرمانی برای زیستن ندارند).6 سال است که رهبری دغدغه مسائل اقتصادی را بیش از پیش مطرح نموده اند، بارها از قول شهید بهشتی گفته ایم که اگر در جامعه افرادی باشند که شب ها گرسنه می خوابند، نام آن جامعه دیگر اسلامی نیست.از زبان پیامبر آورده ایم که: "نگذارید مردم فقیر شوند تا کافر شوند...".

  

 

زمانیکه با یک پدیده معلول، به مثابه یک علت برخورد کنیم، در واقع علت اصلی را مورد غفلت قرار داده و مسیر حل معضل را دشوارتر نموده ایم.بدحجابی معلول یک سری علت هاست.باید با آن متناسب با شان خودش رفتار کرد.مهم ترین معضل جامعه امروز مذهبی ما، نگاه کاریکاتوری به مسائل است.فرمان جهاد رهبری پیرامون، عدالت اجتماعی، اقتصاد مقاومتی، جنبش نرم افزاری، رسالت های دانشجویی، مطالبه گری از مسئولین و ... را فراموش کرده ایم و به مسائل درجه ده به جای مسائل درجه یک می پردازیم.این حرف، به معنی نپرداختن به این مقوله نیست، به معنای درست پرداختن و از درگاه خود نگاه کردن به این مشکل اجتماعی است.علل بد حجابی هر چه که باشد، جنس آن از هر نوعی که باشد، راه حلش تجمع و تظاهرات و راهپیمایی و ایجاد دوقطبی "با حجاب – بی حجاب" و سر دادن شعار "مرگ بر بدحجاب" نیست.

  

4.امر به معروف و نهی از منکر، ابتدائا باید ناظر بر "حاکمیت و روحانیت" باشد، تا امر به معروف و نهی از منکر در بین مردم اثری داشته باشد."مردم" در حکومت اسلامی هیچگاه مقصران درجه اول نیستند و مقصران اصلی؛ مدیران، حاکمان و روحانیون می باشد.نقد و نظارت اولا ناظر بر حاکمیت باید صورت گیرد و بعدا نسبت به مردم.از نظر امام خامنه ای(روحی له الفدا)، بزرگ ترین گناه در جامعه اسلامی، بدبین کردن مردم به نظام است.پس باید بیشترین اعتراضات در قبال افرادی صورت گیرد که در جایگاه خود، با درست عمل نکردن به وظایف خویش، باعث بدبینی مردم به نظام اسلامی می شوند.تغییر اولویت ها و حساسیت های بی جا، خود باعث بدبینی مردم به نظام می شود: "پرداختن به موضوعات سطحی، برای نپرداختن به مسائل ریشه ای".به نظر حقیر، خود همین کسانی که قصد تجمع و راهپیمایی دارند، باید بیشتر از بقیه مورد انتقاد و اعتراض و سرزنش قرار گیرند.اینگونه اعمال مشکوک است؛ چرا که درگیر کردن مردم با مردم می تواند بهترین راه برای بر هم زدن یکدستی مردم و ضربه بر انقلاب باشد. 

 

 

5.وقتی اولویت های نظام را درست نشناختی  و ندانستی و برآوردت از تاکتیک دشمن و عده آن، اشتباه بود، خود به خود روی به روش ها و ابزارهای غلط برای مقابله می آوری.این عمل، که ناشی از نحوی اشتباه محاسباتی مسببین و عوامل اینگونه رفتار است، مضاف وهن ارزش های انقلاب و بدبینی مردم نسبت به نظام، باعث " حیف بیت المال" نیز می شود؛ اینگونه اعمال، مصداق خرج بیت المال در مسائل غیر ضروری و درجه چندم است که گناه آن از "میل بیت المال" اگر بیشتر نباشد کمتر نیست.

  

 

6.به عنوان آخرین گزاره این نکته را عرض کنم که ای کاش، حضرت زهرا(س) را فقط و فقط بین یک در و دیوار حبس نمی کردیم.ما متاسفانه حضرت زهرا(س) را به عنوان یک الگو برای جامعه معرفی نکردیم و از تمام شخصیت والای ایشان، فقط گریه های شبانه و بین در و دیوار ماندن و چادر خاکی داشتن را به جوانانمان شناساندیم.این یک اصل عقلی است؛ فاقد شی معطی شی نیست.وقتی از اول انقلاب تا به حال یک عمل صحیح و منطقی در راستای فلسفه حجاب و عفاف، بدون معرفی درست الگوهایمان نداشتیم، چه انتظاری داریم؟آیا انتنظار ما بیهوده نیست؟

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۳ ، ۰۵:۳۵
هادی مسعودی

بعد از حدود سه ماه پیگیری مداوم موضوع برج های دوقلو خیابان زند،شاید الان زمان آن باشد که کمی به عقب بازگردیم و اهداف و نتایج کار را بررسی کرده و با دیدی از بالا قضیه را از نظر بگذرانیم.پس از گذشت حدود یک ماه از کار،سوالی برای برخی دوستان پیش آمده بود که بد نیست اینجا مطرح شده و در حد وسع جواب داده شود؛سوال این بود که آیا ساخت دو برج ارزش این همه وقت گذاری و پیگیری و درگیری و ... را دارد یا خیر؟حالا این دو برج هم ساخته شود،مگر چه اتفاقی رخ می دهد؟پاسخ این است که این موضوع فقط و فقط مطالبه گری صرف،جهت جلوگیری از ساخت دو برج نیست،ساخت این برج،محل نزاع دو نوع تفکر پیرامون الگوی پیشرفت و توسعه شهر شیراز است؛یک فکر که مدینه فاضله خود را دوبی قرار داده و قصد دارد شیراز را هم به آن سمت ببرد و آرمانشهر خود را کشورهای درجه چندم غرب زده(و نه غربی) قرار داه است؛و تفکر مقابل که بر این باور است که شیراز باید سومین حرم اهل بیت شود؛هویت تاریخی – مذهبی خویش را بازتولید کند و تنها الگوی توسعه و پیشرفت شهر،باید حول محور عدالت اجتماعی تنظیم شود.

پس محل درگیری،نقطه عدالت است،همان موضوعی که مهم ترین هدف انقلاب اسلامی است،اهمیت موضوع به این دلیل است.تقابل و مبارزه در این قضیه،شاید یکی از مهم ترین موضوعاتی باشد که همیشه در صدر درگیری های انقلاب اسلامی بوده است و همچنان تقابل این دو نوع تفکر،دو نوع اسلام،دو نوع شیعه ادامه دارد و سرنوشت انقلاب،پایان این نبرد است که روشن خواهد شد.لازم می دانم راجع به نتایج و برکان قضایای رخ داده نکاتی را عنوان نمایم:


.1از دیرباز یکی از مهم ترین دغدغه های دلسوزان و بزرگان،نبود اتحاد بین جریان های مذهبی و ارزشی بوده است.اما همیشه و تا هم اکنون بحث بر سر این موضوع به نتیجه ای نرسیده است چرا که تا نام اتحاد به میان می آید اولین سوالی که پرسیده می شود این است:"اتحاد بر سر چه؟" اتحاد برای به تاراج بردن انقلاب؟خیر:..."ولا تعاونوا علی الاثم و العدوان".نکته دیگر آنکه آیا داشتن اتحاد به خودی خود دارای اصالت است؟یا اتحاد باید برای رسیدن به اهداف بزرگ تر و متعالی تر شکل گیرد؟و موضوع دیگر آنکه اتحاد با چه کسانی و با چه معیاری؟آیا معیار اتحاد،ظاهر افراد و ریش و تسبیح داشتن آنان است؟باز هم خیر...اما این بار اتحادی مقدس حول یک محور مشترک به وجود آمد؛اتحاد حول محور عدالت اجتماعی.با تعریف عملیات مشترکی که اهمیت آن را در بند قبل توضیح دادم،بسیاری از قشرها از جمله:دانشجویان ، اساتید دانشگاه ، طلاب ، کارشناسان شهری ، گروه های محیط زیستی و برخی مسئولین متعهد و ... پای کار آمدند و تمام توان و انرژی خود را برای جلوگیری از تحمیل چنین ظلمی بر شهر و ترویج چنین فکری بر انقلاب گذاشتند تا ثابت کنند که انقلاب به نام عده ای معدود توتالیتر در نیامده و ملاک ارزشی بودن هم ظاهر افراد نیست،چرا که اگر همان اهداف امام روح الله را به خوبی برای جامعه ترسیم کنی،همان به ظاهر غیر مذهبی(که فقط یک عیب بیرونی) دارد حاضر است سرمایه خود را به پای انقلاب بریزد و اثبات کند که بر خلاف عده ای تنگ نظر که فقط خود و خانواده و حزب خود(که البته بین حزب و خانواده اشان تفاوتی نیست) را وارثان انقلاب می دانند،انقلاب هنوز دارای 98 درصد رای است،کافی است آقایان کمی از مسند قدرت به زیر آمده و نیم نگاهی به اصلی ترین عامل انقلاب،یعنی"مردم" بیندازد.


2.نکته قابل توجه دیگر آنکه پیگیری قضایای اخیر توسط جنبش دانشجویی،تراز واقعی جنبش دانشجویی شیراز را به رخ دانشجویان تمام کشور کشید و نشان داد که عده ای دانشجوی ساده با داشتن دغدغه ها و اهداف بلند،چقدر عالی و دقیق می توانند در معادلات شهری ایفای نقش کرده و زمین بازی را به نفع مستضعفین و به سود عدالت بر هم بزنند.رتبه جریان دانشجویی پس از پیگیری این موضوع،چندین درجه رشد کرد و دانشجویان با عملکرد حدودا بی اشکال خود،نشان دادند که فقط اهل شعار و حرف نیستند و در عرصه عمل،حرف ها برای گفتن دارند.مطرح نمودن حرف های قوی کارشناسانه،عکس العمل های به موقع و دقیق،بررسی و رصد مداوم کارهای انجام شده و آسیب شناسی دائم از کار،مشورت گرفتن از بزرگان،هماهنگی با دیگر گرو ها،داشتن ادبیات طلبکارانه در مواجهه با مسئولین(طبق نظر امام خامنه ای)،رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر،مطالبه گری محترمانه بدون هیچ گونه توهین و ... تعدادی از ویژگی های عملکرد دانشجویان در قضیه اخیر می باشد.

البته نا گفته نماند که متاسفانه برخی تشکل ها بدلیل گرفتار شدن در دام اختاپوس احزاب و درگیری در بازی های صرفا سیاسی از جنس دهه شصت، که نه تنها دردی از انقلاب دوا نمی کند بلکه یک ارتجاع به تمام معنا برای جنبش دانشجویی است،از همراه با قافله جریان دانشجویی متعهد و انقلابی جا ماندند که امیدواریم تا چند وقت آینده با درک پیام 6/8 امام خامنه ای رسالت واقعی خویش را شناخته و خود را به تراز واقعی و فعلی جریان دانشجویی شیراز برسانند


.3.همیشه یکی از مهم ترین ناراحتی ما،عقب افتادگی طلاب و روحانیت پس از انقلاب از رسالت واقعی و اصلی خویش بوده است.متاسفانه با اینکه روحانیت وظیفه اصلی درک و بازتولید اهداف و آرمان های انقلاب طی این سال ها را داشته است،اما متاسفانه با گذشت حدود 35 سال از انقلاب،هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را پیدا کند و بین روحانیت فعلی و داعیه ها و انتظارات امام و رهبری از آنان،فرسنگ ها فاصله و اختلاف است.اما پس از شروع اعتراضات پیرامون این برج و ورود پر رنگ طلاب و برخی روحانیون،کورسویی از امید در دل ما درخشید و ما مفتخریم که امروز در شیراز یک نسل "طلبه عدالتخواه" در حال تربیت و رشد هستند؛از همین جا لازم می دانم ارادت و تواضع خود را خدمت روحانی عدالتخواه؛حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای عرفانی فرد عرض کنم


4.از دیگر برکات اتفاقات اخیر،روشن شدن چهره واقعی برخی افراد ظاهر الصلاح در این شهر بود که شعار وا اسلامایشان و ذکر های از ته حلقومشان،گوش فلک را کر کرده بود؛کسانی که با داشتن ظاهری انقلابی و اسلامی،مهم ترین مروجان همان تفکر غرب زده ضد عدالت بودند،کسانی که با روکش اسلام و انقلاب،قصد به محاق بردن انقلاب را داشتند.به لطف خداوند چهره اینان به خوبی برای همه شفاف شد.از امام روح الله یاد گرفتیم که خاکریز مبارزاتی خود را بر روی مفهوم "عدالت اجتماعی" بگذاریم و از هر که و هر جا که قدمی هر چند اندک در راه عدالت بر دارد،دفاع کنیم و مقابل هر شخصی و با هر منصب و ظاهری که بخواهد مقابل "عدالت" قد علم کند بایستیم و بجنگیم.در قضیه اخیر،برخی کسانی که اتقو اتقو هایشان تمام جهان را گرفته بود نشان دادند که از آب دور بودند اما شنا گرانی بس حرفه ای بودند،ثابت کردند به وقت لازم حاضرند روی اخلاق رژه روند و به راحتی حدیث "...انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق .." را به دیوار بکوبند


.5.دوباره و چند باره این گزاره برای همگان اثبات شد که:"اصولگرایی و اصلاح طلبی دو اصطلاح صرفا سیاسی و قشری بوده که بزرگ ترین مدعیان آن بارها اثبات کرده اند برای منافع اقتصادی حاضرند بر سر یک میز بنشینند و معامله کنند.دعواهای چپ و راست،دعواهایی زرگری،غیر اصیل و صرفا سیاسی بوده و این دو حزب،بارها و بارهانشان داده اند که حاضرند برای منفعت اقتصادی و تجمیع ثروت، مصدر "متحد شدن" را صرف نموده و در راه رسیدن به اهداف مشترکشان،به تعدد بر سر یک سفره حاضر شوند.اصولگرایی و اصلاح طلبی امروزی بیشتر به دو قبیله سیاسی می مانند که هر کدام در راه قبیله شان دست به هر کاری میزنند و به موقع خود هر حقی را انکار کرده و هر ظلمی را ماستمالی می کنند. "در قضیه اخیر،شاهد آن بودیم که بزرگ ترین مدعیان اصولگرایی در شهر،همنوا با برخی اصلاح طلبان،از ساخت این برج ها با قدرت تمام،دفاع کردند و برای رسیدن به اهداف خود،بدترین توهین ها و شدیدترین تهمت ها را به منتقدین و دلسوزان شهری اطلاق نمودند؛دفاع برخی رسانه های اصلاح طلب و معلوم الحال از این مدعیان اصولگرایی نیز شاهدی دیگر بر ادعای ماست .

سخنان دبیر موتلفه اسلامی راجع به برج ها،سکوت و شاید دفاع دبیر جبهه پیروان شیراز از این پروژه،عدم همراهی تشکل دانشجویی وابسته به جناح راست با جریانات منتقد،...شواهدی چند بر دفاع مدعیان اصولگرایی در این شهر از قضیه برج ها است.بارها گفته ایم،باز هم می گوییم،به تعریف اصولگرایی از منظر رهبری و با مولفه های مد نظر ایشان معتقدیم و اصولگرایی و اصلاح طلبی مصطلح امروزی را قبول نداریم،به تقسیم بندی مکتبی و غیر مکتبی در چارچوب انقلاب اسلامی قائلیم و صف بندی ما بر مرزهای عدالت اجتماعی است و بر هر چه و هر کس و با هر ظاهری(چه با عمامه،چه بی عمامه،چه با ریش،چه بی ریش،چه با کراوات،چه بی کراوات و ...) که بخواهد قدمی،خواسته یا نا خواسته خلاف "عدالت" بر دارد مخالفیم و با او مبارزه می کنیم.


و در آخر اینکه در قضایای اخیر،به خوبی این جمله امام خامنه ای(ارواحنا له الفدا) را درک کردم:" با آغاز مبارزه‏ى جدّى با فساد اقتصادى و مالى، یقیناً زمزمه‏ها و بتدریج فریادها و نعره‏هاى مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفتها عمدتاً از سوى کسانى خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر میشوند و طبیعى است بددلانى که با سعادت ملت و کشور مخالفند یا ساده‏دلانى که از القائات آنان تاثیر پذیرفته‏اند با آنان همصدا شوند. این مخالفتها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند..."

به امید برداشتن قدم های بلند تر و مهم تر در راه عدالت اجتماعی و حقوق مستضعفین و مبارزه با پول پرستان و سرمایه سالاران ظاهر الصلاح و به ظاهر مذهبی...ان شاالله.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۱۲
هادی مسعودی

بارها عرض کرده‌ام اگر اختیار را به من بدهند، ظرف 4 یا 5 سال شیراز را به ابوظبی و دبی نزدیک می‌کنم. اگر نکردم مرا آتش بزنند...

این جمله عجیب استاندار فارس می باشد که در کمال عصبانیت در مقام ملامت معترضان برج های دوقلو 25 طبقه زند بر زبان رانده است. خوشحالیم که پس از گذشت حدود 7 ماه از روی کار آمدن  دولت تدبیر و امید جناب استاندار دیدگاه  اصلی و حرف آخر خود پیرامون توسعه شهری را بیان کردند و به صراحت، الگو و مدینه فاضله خویش را به اطلاع عموم رساندند. 

ابتدائا از صراحت لهجه حضرتشان سپاسگزاریم و اما بعد:

1. اصولا انقلاب اسلامی با چه شعاری به پیروزی رسید؟ هدف از این انقلاب چه بود؟ آیا ما انقلاب کردیم که که هر روز خود را به الگوهای غربی نزدیک تر کنیم و یا ما در جهت استقلال و آزادی در بستر اسلام قیام کردیم؟ آیا دست ما در ارائه الگوهای اقتصادی مبتنی بر عدالت خالی است؟ اساسا چشم انداز تعریف شده در جمهوری اسلامی مگر رسیدن به تمدن نوین اسلامی نیست؟ امام خامنه ای(روحی له الفدا) می فرمایند: «دنبال تولید ثروت رفتن بدون نگاه به عدالت همان چیزی می شود که در کشورهای سرمایه داری مشاهده می کنیم. » (1) جمهوری اسلامی قرار است با بر پا کردن عدالت اجتماعی در جامعه و توجه به حقوق همه آحاد مردم (نه فقط عده ای قلیل)  تبدیل به الگویی برای دیگر کشورها شده و انقلاب خود را صادر نماید.امام روح الله می فرمایند: «ما می خواهیم که همه ممالک اسلامی این ویژگی ها را داشته باشند و این فضایی که در ایران تحقق پیدا کرده است در همه ممالک اسلامی باشد و این انقلاب صادر بشود به همه ممالک اسلامی و همه مستضعفان جهان در مقابل مستکبران بایستند و مسائل خودشان را اخذ کنند و حق خودشان را بگیرند و باید بدانند که حق گرفتنی است و الا نخواهند اعطا کرد. »(2) 

 

2. اینکه رهبری شان شیراز را سومین حرم اهل بیت تعریف کردند آیا از دید جناب احمدی یک شوخی بود؟ آیا شیراز را سومین حرم اهل بیت نامیدن، تعیین هویت برای این شهر جهت ترسیم چشم انداز برای آینده نیست؟ وقتی رهبری شیراز را سومین حرم اهل بیت می نامند در واقع برای این شهر یک راهبرد تعریف می کنند؛سومین حرم اهل بیت بودن شیراز یعنی نماد و المان شهر باید حرم احمد بن موسی(ع) باشد؛ یعنی شهر باید با محوریت این حرم مطهر توسعه یابد،یعنی برای شهر هویت خیالی و ساختگی نسازید، یعنی صرفا با توسعه حرم شاهچراغ از خود رفع تکلیف نکنید. در دهه پیشرفت و عدالت هدف مسئولین باید رساندن و نزدیک کردن شیراز به شان سومین حرم اهل بیت بودن باشد؛نه تنها دبی و ابوظبی الگوهای ما در پیشرفت نیستند بلکه ما از اساس با توسعه منهای عدالت در تضاد و تنافریم.

 

3.سوالی که پس از شنیدن جمله جناب استاندار به ذهن ما متبادر شد این بود که آیا ایشان تمام اظهار نظرهایشان از همین نقطه نظر بوده است؟ یعنی اگر ایشان از بیکاری می نالند یا از ضعف کشاورزی صحبت می کنند از جهت نزدیکی هر روزه ما با دوبی و ابوظبی است؟ خوب است جناب احمدی نگاهی به کلام امام روح الله پیرامون نوع کار در شهر و عدالت شهری بیندازند تا در آینده از دادن این نظرات شاذ اجتناب نمایند،امام می فرمایند: «برای ملت کار بکنیم، تمام هم مان را صرف کنیم که این بیچاره هایی که تو این زاغه ها باز هم نشسته اند این ها را از اینجا بیرون بیاوریم،جایی برایشان درست بکنیم، آب و برق این مملکت را درست بکنیم... هی ننشینید دعوا بکنید، هی هم دنبال این نروید که همانطوری که در طاغوت میکرد شهرها را خیلی مزین کنید و شهرها را خیلی بزرگ بکنید و همه هم دولت و همه بودجه مملکت خرج شهرها بشود و خرج شمال شهر بشود که باز همان طاغوتیها از آن استفاده بکنند. برای این پایین شهریها، برای این بیچاره ها،اسلام است، حکومت اسلام است، برای این ها فکر بکنید،هم تان را صرف این بکنید،نه صرف اینکه دعوا بکنید.»(3)

 

4.در آخر باز تاکید می کنیم که  مسئولین امر اطمینان داشته باشند که  در مدیریت شهری مادامی که نگاه صدقه ای و جزوی به جنوب شهر و مناطق محروم داشته باشند و تمام تمرکز و تلاش خود را صرف مناطق مرفه نشین و شمال شهر نمایند و از برای رفع تکلیف گاهی و فقط گاهی گوشه چشمی به پایین شهر بیندازند، نه به عدالت اجتماعی نزدیک می شویم و نه قرابتی با سومین حرم اهل بیت خواهیم داشت؛ اگر قرار است سیاست گذاریهای یک جانبه و غیر عادلانه همچنان در شهر ادامه یابد پیشنهاد می کنیم کاربری شیراز را از "سومین حرم اهل بیت"  بودن به  "اولین دوبی ایران زمین" عوض کنیم و انقدر شعار ندهیم و بیش از این از رهبر انقلاب مایه نگذاریم و حداقل ایشان را بد نام نکنیم.

 

گزاره آخر: به استاندار محترم پیشنهاد می کنیم اگر قصد دارند در راه هدفی آتش بگیرند، آن هدف اگر رسیدن به دوبی و ابوظبی نباشد بهتر است؛ بالاخره شان ایشان که از سادات نیز می باشند از این بالاتر است، فقط کافی است بعضی شب ها آخر وقت سری به برخی خیابان ها بزنند و زنان تن فروش را که از جبر زمان و بی کفایتی مسولین به این روز دچار شده اند ببینند، آن وقت اگر خواستند...

 

(1):سخنرانی رهبری 8/6/1384

: (2)صحیفه نور،ج12،ص284.(20/5/59)

: (3)صحیفه نور،ج13،ص77-78.(20/6/59

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۰
هادی مسعودی

انحراف انقلاب،خطرناک تر از سقوط انقلاب است؛چرا که اگر انقلاب سقوط کرد افتخار می کنیم که پس از انقلاب محمد(ص) و علی(ع) روح الله نامی آمد و انقلابی اسلامی در ادامه انقلاب رسول الله بنیان نهاد و با هیچ ظلمی نساخت و زیر بار هیچ حرف زوری نرفت و سقوط کرد،سقوط کردنی صعودی.اما، امان از انحراف؛که اگر انقلاب منحرف شد،اگرصورت انقلاب ماند و سیرتش عوض شد،اگر ظاهرش نیکو ماند و از درون تهی شد و اگر شعارهای انقلاب(از شدت تکرار) تبدیل به کلیشه شد و در مقام عمل منقلب گشت،آن زمان است که باید ترسید و مضطر شد و آن زمان است که سابقا انقلابیون،به خاطر رژه رفتن بر خون شهیدان انقلاب های اسلامی در طول تاریخ(از ابتدا تا اکنون) و به دلیل تضییع تمام تلاش ها و خون دل خوردن های انبیا و اولیا،باید خود را آماده تیغ تیز انتقام مهدی(عج) نمایند تا مذموما مدحورا وارد جهنم خود ساخته شوند.

اگر کار انقلاب بدانجا برسد که نتوانی افکار و گفتار امام روح الله را بدون ذکر نام ایشان بیان کنی(چرا که شاید تو را به اتهام تشویش افکار عمومی بازداشت کنند)؛اگر کار به آنجا بکشد که بازوان رهبری و دلسوزان واقعی،ممنوع التصویر شوند و عده ای پیشانی پینه بسته و یقه آخوندی پوشیده سالوس صفت که ذره ای درک اهداف انقلاب و الزامات زمانه را ندارند،یکه تاز میدان انقلاب شوند،مدیریت را قبضه کنند،به نام ولایت با اسب برچسب زنی بتازند بر ولایت مداران واقعی و با استناد به آیه «فاتهموا...به آنان تهمت بزنید» مخالفینشان را لجن بار کنند،آن زمان است که باید بازگشتی به اصول بکنیم و بسنجیم که چرا و چگونه به اینجا رسیدیم.آری که اگر میدان دار،حضرات شوند؛به نام اسلام و امام و قرآن اما به کام خودشان و حزبشان و پدرانشان،تمام قلم های منتقدین را خرد می کنند،مهر بر لبان مخالفانشان می زنند؛آری اگر کارها به دست اینان بیفتد سنت های قبیله گرایی و تجمل پرستی جاهلیت را زنده می کنند و حتی اگر دستشان برسد  سخنان رهبری را هم جهت حفظ نظام سانسور می کنند(همانطور که کردند).

اگر در انقلاب،بدلیل فراموشی اهداف و ماهیت انقلاب توسط انقلابیون سابق و انحرافیون(بخوانید زالوصفتان)لاحق،دیگر نتوانی از آرمان های انقلاب و عدالت اجتماعی بگویی،اگر به نام امنیت،دمادم تو را از "لولو" رادیو اسرائیل و سوء استفاده آمریکای جهانخور بترسانند و دائما تو را به سکوت (آنهم از نوع قبرستانی اش) دعوت کنند...:«اگر ما بخواهیم اسلام را حفظ کنیم و اینطوری که بخواهیم یک نمونه در عالم نشان بدهیم،ایران را بگوییم یک نمونه است،یک الگو هست،با رفتن شاه درست نمیشود؛با رفتن ظالم ها درست نمیشود.اگر بنا باشد که ظالم ها رفتند و ما یک دسته دیگر جایشان نشستیم،همان کارها را به اندازه ای که قدرت داریم بکنیم،ما هم همان هستیم،ما هم همان رژیم هستیم؛ما هم همان ظالم هستیم...»(1)

مراقب باشیم به آن روزها دچار نشویم؛این روزها شاهد غربت بیش از حد جریان حزب الله و اصیل انقلابی هستیم؛غربتی وصف ناپذیر.غربت از آن جهت که وقتی کلام امام را بیان می کنی،مریض خطابت می کنند؛وقتی برای رشد انقلاب و جلوگیری از حفظ وضع موجود نقد می کنی،با برچسب"ضد ولایت" از تو پذیرایی می کنند و هنگامی که با جریان های انحرافی(چه چپ و چه راست) وارد درگیری می شوی،خود به جریان انحرافی متصف می شوی.خلاصه حکایت این روزها،حکایت جالبی است؛تا دهان باز می کنی کم سوادی تا قدمی بر می داری کمونیستی،تا...

این روزها،روزهایی به یاد ماندنی است.به قول آن شاعر:سنگ ها را بسته اند سگ ها را رها کرده اند.

1358(1):سخنرانی امام(ره) در جمع سپاه پاسداران-08/3/

 

08/3/1358

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۵۶
هادی مسعودی

پیرامون توافقنامه ژنو حرف ها زده اند و نطق ها خوانده اند و خروارها نگاشته اند؛عده ای از روی دلسوزی سخنرانی ها بر زبان رانده اند و عده ای هم با غنیمت شمردن فرصتی حساس،به تسویه حساب شخصی و سیاسی پرداخته اند.اما آن فریادها و این دلواپسی ها زمانی مانا خواهد ماند و تاثیر گذار خواهد بود که از گلویی و دلی بر آمده باشد که تنها و تنها نگرانیش "انقلاب اسلامی" باشد و بس.

 

امروز دلواپسی ما از تهدید های دشمنان و خط و نشان کشیدن های مخالفان این نظام نیست بلکه ما از "سستی اراده ها" نگرانیم؛ناراحتی ما از چشم دوختن های هیپنوتیزم وار بر دستان دشمن است؛ما از خودباختگی برخی حاکمان خود دلواپسیم.ترس ما از خودمان است،از فراموشی راه،گم کردن هدف،از یاد بردن مردم؛ما از راه حل مشکلات را دمادم در بیرون جستجو کردم آشفته ایم.

 

ما از درونمان و خودمان در درون همین مرزها دلواپسیم؛که اگر از درون محکم باشیم و پولادین ما را چه باک از دشمنان.هیچ انقلابی از بیرون شکست نخورده است،مرگ انقلاب زمانی است که انقلاب شکست خود را بپذیرد،سقوط انقلاب زمانی است که برخی انقلابیون ما از انقلاب خسته شوند و خستگی خود را به پای مردم بنویسند،زمانی باید فاتحه انقلاب را خواند که دولتمردان آن به جای توجه به مهم ترین علت وقوع انقلاب اسلامی یعنی "مردم" و استفاده از تمام ظرفیت آنان به بیرون از مرزها متوسل شده و به آنور آب بیشتر از مرزهای خود اعتماد کند؛خداوند در قرآن میفرماید:« الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ...»،امروز کافران از دین شما ناامید شدند پس از انها نترسید اما از من بترسید.آیه 3 سوره مائده

 

ما امروز اعلام می کنیم که دلواپسیم.خوف این را داریم که مهم ترین هدف انقلاب،یعنی تامین عدالت اجتماعی و توجه به حقوق آحاد مردم در پشت برخی مذاکرات و لبخندها و زیادی خوش بین بودن ها گم شود.می ترسیم از تکیه و اعتماد بر چندرغاز دلار،که اگر تمام پول هایمان آزاد شود اما مسئله "عدالت اجتماعی" حل نشود و یا به عنوان یک موضوع درجه دوم بدان پرداخته شود،این جبهه بندی ظالمانه 1 درصدی و 99 درصدی بر قوت خویش باقی بماند و نه مشکلی از مردم رفع شود و نه شاهد کاهش اختلاف طبقاتی در آینده بشویم؛با این رویکرد،همین آش است و همین کاسه و حکایت همچنان باقی است...دلواپسیم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۴۹
هادی مسعودی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۵ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۱۳
هادی مسعودی

انقلاب اسلامی ایران-250000 شهید-استقلال-آزادی-حکومت عدل علی-عدل علی-عدالت-عدالت-روحانیت-مسئولیت-مسئولیت؟مسئولین-مسئولین بی درد-مسئولین بی درد اهل نماز شب-مسئولیت بالاتر-حقوق بیشتر-حقوق بیشتر،مسئولیت بالاتر-هر روز تکنوکرات تر-شکاف طبقاتی-هر روز بیشتر-مسئولین-هر روز فربه تر-شکم گرسنه-شکم برآمده-پیشرفت-بالا شهر-آدم-فقط بالا شهر-حیات-حق-بالا شهر-خانه-کاخ-قصر-برج-ویلا-خانه-خرابه-بیغوله-اجاره-تخلیه-پول-وعظ-پول-موعظه-کار دیگر-مسئولین-ستمکار-امروز؟-پاداش 45 میلیون-به کی؟-به من؟-به ما؟-نه به او-به شهردار-شهردار-خانه-بلوار نیایش-شهردار-عدالت؟بی معنی-رویای گدایان-شهردار-بیت المال-میل؟خیر-حیف؟آری-حق الناس-مهم نیست-کار تشریفاتی-شعار سال-سر در ادارات-کلیشه-روزمره-سرد-خشک-فقط من-خودم-حزبم-جناحم-بقیه-مریضن-بقیه-کم سوادن-بقیه-لبوفروشن-بقیه-...-امام؟پیوست به تاریخ-قرآن؟-آب طلا-طاقچه-تمدن اسلامی-پوزخند-حکومت اسلامی-تمسخر-بازیچه-آقازاده-سرمایه پرست-پول پرست-خدا؟-خدا؟-خدا؟-سکوت-سکوت-توجیه-دفاع-دفاع-سکوت...

هنگامی که خبر اختصاص پاداش 45 میلیونی به شهردار شیراز و 9 میلیون به معاونین ایشان و تسلسل وار تا دیگر معاونین شهردار(حدود 350 میلیون) توسط شورای شهر شیراز به گوشم رسید،کلمات بالا در ذهنم نقش بست.قضاوت با شما؛در نظامی که مهم ترین شعارش عدالت اجتماعی است؛در نظامی که الگویش علی(ع) است؛همان کسی که گفت من شرم دارم که سیر بخوابم چرا که میترسم احدی تحت لوای حکومت اسلامی گرسنه باشد؛علی(ع) فرمود:"هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آنکه توانگری از دادن حق او ممانعت کرد."

پاداش به شهردار؛چرا؟بر چه معیاری؟بر اساس کدام قدم در راه عدالت؟بر اساس کدام برنامه؟راستی؛مگر پول مردم،ارث پدری است؟؟؟!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۲:۲۰
هادی مسعودی

جناب آقای حقدل؛رئیس محترم شورای شهر شیراز

سلام علیکم؛

دلیلی که این حقیر را واداشت تا چند خطی را خدمتتان بنگارم،برخی اتفاقات رخ داده در چند وقت اخیر است.

پس از آنکه شورای چهارم کار خود را آغاز کرد،گمان ها بر این بود که این شورا با درس گرفتن از مسیر سراسر غلط شورای شوم،راه درست را انتخاب کند و خلاف روال سابق،تبعیض و بی عدالتی را تئوریزه نکند و بر صراط عدالت حرکت نماید.اما متاسفانه شورای چهارم ،در اولین آزمون خویش،که انتخاب شهردار بود،مردود شد و فردی را به ساخمان شهرداری فرستاد که بارها عملا بی تفاوتی خویش را نسبت به مستضعفین اثبات کرده بود.اما پس از این رفوزه شدن،امید بنده بر این بود که شورا در آزمون ها و اتفاقات آتی،خطای خویش را جبران کند و برای این شهر و محرومین آن فکری اساسی نماید؛اما زعم ما چیز دیگری بود و آنچه پیش آمد چیز دیگری،بگذریم...حقیر این نامه را به غرض دیگری نگاشتم.

از زمانی که پیگیری مشکلات محله کوشکک به عنوان نمادی از محرومیت و استضعاف در شهر پیگیری شد،حدودا بیشتر از 6 ماه می گذرد؛در این چند ماه گوشمان به استماع برخی کلمات عادت کرده است:مجوز،قانون،گاز،آسفالت،شهرداری،پول،ناهماهنگی و ...

جناب حقدل؛

در این چند ماه،پاسکاری مردم بین ارگان ها را به عینه مشاهده کردم،قانونمداری تبعیض آمیز برخی مسئولین ،صرفا و فقط برای محرومین و بیچارگان را با جان و دل لمس کردم،تقلاهای مردم،رفت و آمدهای طاقت فرسای مردم،اشک های مردم،کلافه شدن های مردم و بی تفاوتی و بی خیالی و خونسردی برخی مسئولین را عینا نظاره کردم،قول دادن های بدون پشتوانه و بی مسئولیتی برخی مسئولین را با کمال تاسف دیدم و چشیدم.البته در مقام انکار زحمات عده ای(هر چند قلیل) از اعضای شورای شهر  نیستم که اجرشان ان شاالله با خدایشان.

آقای حقدل؛

واقعا برای حقیر بغرنج و تاسف آور است که پس از پیگیری های بسیار(چه از سمت مردم و چه از سمت دانشجویان)،پس از آن همه رفت و آمد ها و نامه زدن ها و طومار جمع کردن ها(توسط مردم کوشکک)،مسئولین شهری و جنابعالی و همکارانتان در شورای شهر،به حضور در آن منطقه بسنده می کنید و پس از آن همه در بوق و کرنا کردن های رسانه ای و مصاحبه و قول دادن ها،عملا هیچ کاری برای آن منطقه انجام نمی دهید.شما در آن روز و در آن مکان،به مردم قول اکید دادید که  ت اسفند ماه مشکلات مردم حل شود،اما امروز 25 اسفند ماه است  و طبق اخبار واصله،حدودا هیچ کاری برای آن منطقه صورت نگرفته است.آیا این قبیل اقدامات نیست که موجب آن می شود تا بنده از زبان برخی مردم بشنوم که بگویند:"این مسئولین هم که فقط زمان انتخابات به اینجا سر می زنند و بس..."وقتی رئیس شورای شهر،به مردم قولی می دهد و مردم عملی نمی بینند،آیا انتظار اعتماد از جانب مردم داشتن،انتظاری نا بجا نیست؟

جناب والی شهر؛

مشکل اساسا فقط یک منطقه به نام کوشکک نیست،مشکل ما امثال کوشکک هاست،مشکل ما ذهن های سودمحوری است که مسئول تنظیم برنامه شهری است.ما با پیگیری مشکلات کوشکک و اتفاقات رخ داده حداقل توانستیم این موضوع را برایتان اثبات کنیم که تا امکانات شهری در یک نقطه خاص متمرکز باشند و مناطق دیگر(مانند کوشکک و شرغان و ترکان و ...)در حاشیه ناشی از بی توجهی مسئولین و ناشی از توزیع ناعادلانه ثروت قرار گیرند،این مناطق تا ابدالدهر آباد نخواهند شد؛مشکل مناطق محروم در انزوا قرار گرفتن آنان است،مشکل این مناطق وجود نگاه صدقه ای از جانب حاکمیت به این ناحیه هاست،شاه کلید حل این مشکل هم در دستان شورای شهر است،این شورا است که مسئول سیاست گذاری در شهر می باشد.

آقای رئیس؛لطفا اجازه دهید تا چندکلامی هم پیرامون ذهن سرمایه سالارانه برخی همکارانتان عرض کنم؛این درد و دل را هم پذیرا باشید:

بنده بر این باورم که مسببین هدف 90 در شورای سوم باید محاکمه قضایی شوند،کسانیکه در جمهوری اسلامی به نام اصولگرایی،ظلم و تبعیض و بی عدالتی را نهادینه می کنند،نه تنها نباید مسئول شوند بلکه باید به خاطر ظلم های خویش به آرمان های انقلاب و مردم فقیر و مستضعف،محاکمه شوند.درد بنده این است که متاسفانه این حضرات،با این کارنامه درخشان،هنوز در شورای چهارم جا دارند و نظراتشان گاها نافذ است و شاید مورد قبول بسیاری از اعضاست.درد بنده این است که یکی از همین دوستان با گستاخی تمام،با زیر سوال بردن حق اولیه انسان ها،با پرستیژ اصولگرایی اما با دیدی کاملا افسادطلبانه می گوید:"راه حل معضل کارتن خواب ها و معتادین پر خطر این است که انها را به دریاچه نمک بریزیم"،و فقط دونفر از اعضای شورا نسبت به این صحبت خلاف شرع واکنش نشان می دهند.درد بنده از آنجاست که یکی دیگر از اعضای سابق شورای شهر-با وجود آنکه زیان های مجتمع های تجاری برای هر کودکی اظهر من الشمس است – با قباحت تمام و در کمال خونسردی از ساخت مجتمع های تجاری در شهر دفاع می کند.آه بنده از آنجاست که با وجود اینکه شیراز سال هاست که از معضل بیکاری و تن فروشی و کارتن خوابی و بی خانمانی و حاشیه نشینی رنج میبرد،تمام درد و دغدغه یکی از اعضا،رسیدگی به شمال شهر است و در قامت یک مفتی فتوا می دهد که:"بدلیل اینکه اکثر بودجه ما از شمال شهر تعیین می شود،خرج بیش از حد آن در جنوب شهر،خلاف شرع است!!!."

به بنده حق دهید زمانیکه نگاه عمرانی به مسائل فرهنگی در مسئولین شهری ما حاکم شود،نگران شوم،به حقیر حق دهید وقتیکه این همه معضل اجتماعی در شهر را مشاهده می کنم،اما بالاترین دغدغه برخی مسئولین فرهنگی ما از "حجاب" تجاوز نمی کند،خشمگین شوم.

جناب حقدل؛

این شهر نیاز به صنعتی شدن دارد نه شعار؛این مملکت نیاز به نگاه ویژه به مناطق محروم دارد نه حرف؛نیاز به یک برنامه از پیش تعیین شده دارد نه لفاظی و کارهای صرفا تشریفاتی(به یاد مجموعه شهرداری افتادم،ناخواسته).وقتی خبر دعوای جنابعالی و آقای شهردار و یکی از اعضا  در صحن علنی شورا به گوش حقیر رسید،به یاد این جمله امام روح الله افتادم که فرمودند:"اگر حالا هم شما کارهایی بکنید که نوجه مردم را از مصالح و توجه خودتان را از مصالح به چیز دیگر متوجه بشود،عوض اینکه فکر حل مشکل کردستان را بکنید ،بنشینید و با هم دعوا کنید،عوض آنکه برای این پابرهنه ها،برای این ضعفا،برای این هایی که زحمت کشیدند و شما را به اینجا رساندند و حالا هم توقع از شما خیلی ندارند برای اینکه یک آب و نانی،یک آبی،یک نانی،یک برقی،آن چیزهای اولیه را به این ها برسانید،از این غفلت کنید و بروید سراغ جنگ-نمی دانم-اعتصاب و بساط،خوب این همان است که آنوقت آمریکا می کرد،حالا شما می کنید.شما هم طاغوتید،آنها هم طاغوتند،فرقی نمی کند،یکی شیطان است،یکی شیطان کوچکتر."صحیفه نور ج13 ص76

در آخر هم باید عرض کنم که نامه اینجانب را از سر خیرخواهی و عشق به محرومین فرض کنید و امیدوارم که باعث کدورت خاطرتان نشده باشم.اسفند ماه در حال تمام شدن است و بنده چشم انتظار اقدامات حضرتعالی برای عمل به قول هایتان.

جا دارد از شما و همکارانتان بدلیل پیگیری مستمر جهت حل معضل کارتن خوابی تشکر کنم.امیدوارم که با همکاری دیگر ارگان ها،این مشکل در شهر ریشه کن شود،ان شاالله.

با تشکر

هادی مسعودی.دبیر مجمع دانشجویان عدالتخواه شیراز

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۵۵
هادی مسعودی