در جامعه امروزی ما، کلماتی از قبیل "سیاست" و "سیاستمدار" معانی زیبایی را در ذهن انسان شکل نمی دهد.معمولا در عرف جامعه کنونی،سیاست یا بی پدر و مادر است و یا کثیف و سیاستمدار به شخصی گفته می شود که فضیلت های فردی را رذیلت های اجتماعی دانسته و کسی زرنگ تر و زیرک تر است که تمام راه ها را برای اهداف نامشروع خود،مشروع دانسته و با توجه به قاعده"هدف وسیله را توجیه می کند"به تمام اهداف خود برسد،حتی از راه دروغ و قتل و غارت و فساد و...

اما سوالی در اینجا پیش می آید  و  آن اینکه آیا قرائت دین از سیاست هم به همین معناست؟آیا دین هم چنین برداشتی از سیاستمدار دارد؟با تاملی در آثار دینی و کلام بزرگان و رهبران دینی مان یه نتیجه ای دیگر می رسیم.

جالب اینجاست که تصور امروزی از مفهوم سیاست با برداشت عوام در زمان حضرت امیر(ع) از این کلمه،بسیار نزدیک است،شاهد این مدعا کلام آن حضرت است که می فرمایند:"به خدا سوگند، معاویه زیرک تر از من نیست، لیکن شیوه او پیمان شکنی و ستمگری است. اگر نیرنگ ناخوشانید شمرده نمی شد، زیرک تر از من کسی نبود. اما خداوند پیمان شکنان را در رستاخیز معرفی خواهد کرد."

اما معنای واژه سیاست از نظر اسلام چیست؟

امام خمینی(ره)می فرمایند:" سیاست این است که جامعه را هدایت کند، و راه ببرد و تمام این مصالح جامعه را درنظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاح‌شان است، صلاح ملت است، صلاح افراد است، و این مختص انبیاء است دیگران این سیاست را نمی‌توانند اداره کنند، این مختص به انبیا و اولیاء است و به تبع آنها علمای بیدار اسلام."

با توجه به این دید از سیاست،سیاست مدار واقعی به کسی گفته می‌شود که دارای شناخت کامل از انسان و نیازهای او بوده و از اوضاع جهانی و روند سیاستهای حاکم بر جوامع مختلف آگاه باشد و روشی را انتخاب نماید که جامعه خود را در عزت و سرفرازی به شاهراه کمال هدایت کند.

امروزه نوعی تفکر منحرف از جوامع غربی و غیر دینی به جامعه ما سرایت کرده است که اگر به خوبی تبیین نشود می تواند اساس سیاست بر مبنای اسلام و به تبع آن اسلام ناب را مورد هجوم قرار دهد.امروزه به بهانه اینکه دین بالاتر از آن است که بخواهد در مسائل سیاسی وارد شود، عده ای سعی در تفکیک دین از سیاست دارند(سکولاریزم).این نظریه برای دین در زندگی اجتماعی نقشی قائل نیست و دین را صرفا وسیله ای برای اغنای حالت درونی و معنوی انسان می داند.حقانیت دین مهم نیست،مهم فایده دین است و به همین دلیل بین مسجد و کلیسا و خانقاه هیچ تفاوتی قائل نیست.اساس این تفکر بر نفی حقیقت،عدالت و معنویت است و روش آنان برای اعمال عقاید خویش،بدعت و تکه تکه کردن دین است،در واقع ابتدا دین را مسخ(تغییر) می کنند و سپس آنرا نسخ(نابود) می نمایند.

اگر در جوامع غربی جدایی از دین،باعث رشد و پیشرفت آنان شد به خاطر احکام و دستورات منسوخ و تحریف شده مسیحیت بود.علمای مسیحی با ترویج افکاری قبیح و منجمد،با خدعه و نیرنگ،بهشت و جهنم را در ازای اعمال صالح و ناصالح مبادله می کردند.اما اسلام اینگونه نیست.اسلام دینی است جاودانی و همه جانبه که برای ماندن آمده است.نسخه جدایی دین از سیاست به هیچ عنوان برای اسلام کارساز نیست زیرا مفاهیم اجتماعی مانند جهاد و امر به معروف و نهی از منکر در متن اسلام قرار داده شده است.هم چنین سکولاریزم به این دلیل برای ما هضم نشدنی است که سیره ائمه(علیهم السلام) ورود تمام قد در مسائل سیاسی و اجتماعی بوده است.به دلایل مذکور و صدها دلیل دیگر که در اینجا مجال برای طرح آنها نیست راه پیشرفت ما چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی تقلید کورکورانه از غرب و جدایی دین از سیاست نیست.

اگر ما امروز در جامعه مان نسبت به جوامع غربی از نظر پیشرفت مادی عقب هستیم،بدلیل عمل نکردن به احکام و اوامر اسلام است.اگر امروزه هنوز افراد بی سرپناه و بی خانمان را در گوشه و کنار خیابان های شهرمان در حال نظاره هستیم،به این دلیل است که مسئولین ما با عهدنامه مالک اشتر بیگانه اند،به این دلیل است که روحانیت ما هنوز روشن و دقیق به وظیفه تاریخی خویش پی نبرده و نقش نظارتی و مطالبه ای خود را یا فراموش کرده و یا به مسائلی سطحی و جزئی تقلیل داده اند و به این دلیل است که آحاد مردم ما هنوز به این حدیث حضرت رسول(ص) که می فرمایند:"هر کس فریاد انسان مظلومی را بشنود و به یاریش نشتابد مسلمان نیست"ایمان نیاورده اند.

اگر مسئولین شهری ما احکام اسلام را پیش چشم خود قرار می دانند هم اکنون در شهر شاهد مجتمع های سر به فلک کشیده،زنان فاحشه ای که از روی بی پولی تن فروشی می کنند،کارتن خوابی،بیماری که از روی بی پولی در احتضار است،تقسیم شهر به شمال و جنوب،رشوه خواری در برخی از ادارات،توزیع اکثر امکانات و ثروت در شمال و شمال غرب شهر و...نبودیم.

رمز پیشرفت غرب این است که احکام اسلام را از متن اسلام  زودتر از ما گرفت و عمل کرد و نتیجه گرفت.غرب به توصیه های اکید اسلام پیرامون رعایت نظم و وفای به "و ...عهد عمل کرد و جواب گرفت.اگر ما از نظر علمی عقب هستیم به خاطر عمل نکردن به احادیثی مانند:"طلب علم فریضه ای است بر تمام مسلمانان" "علم را بجویید ولو در چین است.

آیا وقت آن نرسیده است که به خود بیاییم و از تاریخ صدر اسلام الگو بگیریم؟در عصر پیامبر اکرم(ص) چگونه تعدادی عرب،با آن تجهیزات کم و ناقص توانستند در کمتر از نیم قرن ایران و روم(دو ابر قدرت آن زمان در دنیا) را فتح کنند و تبدیل به یکی از قطب های سیاسی اجتماعی آن زمان شوند؟آیا جز عمل به تعالیم اسلام ناب بود؟


پی نوشت:در چند روز اخیرکه شاهد مناظره مکتوب برادرم مهندس کدیور و یکی از دوستان همفکر با موتلفه بودم،مسائل شنیده را به عینه دیدم.در یادداشت آقای م.م چند نکته را مشاهده کردم:
1.دائما توصیه به تقوا می دیدم اما در قلم ایشان تقوا را...
2.تعصب بیهوده روی شخصی که بیشترین آبرو را از ولایت فقیه برد دیدم و دائما از رهبری مایه گذاشتن را هم.
3.اصالت دادن به شخص معمم در هر حالتی حتی اگر در عمل رهرو معاویه باشد هم تعجب مرا به شدت برانگیخت.
4.دائم برچسب زدن(مانند ضد ولایت فقیه بودن)به طرف مقابل را دیدم و دمادم یادآوری شب اول قبر را نیز.
و قص علی هذا

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۱ ، ۰۰:۳۱
هادی مسعودی

"نمی شود ما در زندگی مادی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛مردمی که خیلیشان از اولیات زندگی محرومند...اولین ارزش در تمام برنامه ریزی ها باید عدالت باشد...نظام اسلامی نظان سرمایه داری نیست برای ما عدل و قسط مهم است."

اگر نگارنده شیطنتی به خرج دهد و نام گوینده این جملات را ذکر نکند،یحتمل برخی از مسئولین شهری ما با صورتی برافروخته و صدایی دورگه ناشی از عصبانیت در جواب به این جملات نامه ها نوشته و مصاحبه ها می کنند که آقا چرا با ما این گونه صحبت می کنید؟برای ما تعیین تکلیف میکنید؟ما نه تا به حال در برنامه هایمان عدالت را دخیل کرده ایم و نه قصد این کار را داریم،اساسا ما به این چیزها عقیده ای نداریم.اما باید عرض کنم که این صحبت گرانقدر از امام خامنه ای(روحی له الفدا) می باشد و مسئولین ما در جمهوری اسلامی حداقل در ظاهر و کلام جرئت با این نوع نگارش صحبت کردن را ندارند(البته چندی پیش آقای شهردار قبح این کار را هم شکستند،راجع به کپرنشینان عرض می کنم)

هرگاه می خواهیم راجع به یک شهر صحبت کنیم،به ناچار باید از مفهومی به نام توسعه نام ببریم.توسعه از دیدگاه حضرت امیر(ع) به معنی رفاه برای همه افراد جامعه می باشد دقیقا بر خلاف تفکری که امروز بر مسئولین ما حاکم است که توسعه را رفاه برای عده ای خاص و سرمایه دار می دانند.از دید شهید مطهری در جامعه اسلامی ما بدنبال جامعه بی طبقه هستیم،یعنی جامعه ای که شرایط و امکانات برای گذران زندگی تمام اشخاص یکسان فراهم شود و سپس افراد با ابزار تلاش و استعداد خود،موقعیت خویش را در جامعه و آینده رقم بزند.

اما متاسفانه همانگونه که ذکر شد تفکر غالب بین مسئولین ما این طرز تفکرغربی است که "هر که پولش بیش حقش بیشتر".در این نوع بینش،اصالت با منفعت اشخاص می باشد،تمامی اعمال و تصمیم گیری ها معطوف به قدرت و ثروت می باشند نه عدالت،مفاهیمی مانند "سود  امنیت  لذت" جایگزین مفاهیم "حقیقت  عدالت  سعادت" می باشد و عدالت از منظر این منطق رویای گدایان است.

شاهد مدعای حقیر که تفکر حاکم بین مسئولین ما سرمایه داری است عملکرد سال های اخیر مجموعه شهرداری و شورای شهر است.ما حصل این نوع تفکر،تصویب طرح سراسر تبعیض هدف نود،تصویب پاداش بیست میلیونی برای شهردار،تخصیص 20 درصد بودجه برای جنوب شهر،بیرون کردن حرم مطهر از شهر(بوسیله انتقال تمامی امکانات به شمال و شمال غرب شهر)،تمسخر سومین حرم اهل بیت بودن شیراز توسط رفتار های متضاد و تشریفاتی،مرکز ثقل قرار دادن مجتمع خلیج فارس در برنامه ریزی ها و جانشینی آن به جای دروازه قرآن و ... می باشد.

نتیجه این طرز تفکر این می شود که یکی از اعضای شورای شهر در مصاحبه ای دقیقا عنوان می کند که عدالت این است که ما برای شمال شهری ها بیشتر کار کنیم چون آنها عوارض و مالیات بیشتری می دهند! یا آقای شهردار می گویند:"اگرکپرنشینی هم آمد انتظار نداشته باشید ما به آنها غذای گرم بدهیم ما به این چیزها عقیده ای نداریم."یا در جایی دیگر میگویند:"من حاضر نیستم پول شمال شهری را پای منقل جنوب شهری بسوزانم."و نتیجه آن این می شود که وقتی برای ساماندهی به وضعیت فجیع کارتن خواب ها به مسئولین مربوطه مراجعه میکنی،دمادم جواب های سربالا و وعده های تو خالی میشنوی.

یا وقتی در مورد رشد قارچ گونه مجتمع های تجاری اعتراض می کنیم و از زیان های اقتصادی،فرهنگی،ترافیکی و اجتماعی آن نام می بریم مستدل ترین جواب ما این است که باید به سرمایه گذار راه داد نباید او را فراری داد،همین شماها هستید که نمیگذارید شهرمان پیشرفت کند، نگاهی هم به دبی بیندازید.!!

وقتی در مورد تراکم امکانات و ثروت در شمال و شمال غرب شهر به شورای شهر اعتراض و انتقاد میکنیم در جواب میشنویم که:1.چون شمال شهری ها پول بیشتری میدهندحق بیشتری هم دارند و2.بسیاری از این پروژه ها مربوط به بخش خصوصی است و ربطی به ما ندارد.

در جواب نکته اول خطبه منی امام حسین(ع) را یادآور میشوم که فرمودند:

"تقسیم عادلانه بیت المال و اموال عمومی و توزیع عادلانه ثروت حکم خداست، گرفتن مالیات از ثروتمندان و هزینه کردن آن به نفع فقرا ادامه همان تکلیف است."

و در توضیح نکته دوم باید عرض کنم که شورای شهر مرکز سیاست گذاری شهر است این مرکز است که با تبزبینی خود میتواند شهر را رصد کند،سیر تحولات را ببیند و در هر جا که لازم باشد حضور یافته مانع به هم خوردن تعادل شهرگردد.این شورا است که هر کجا که احساس کند بخشی از شهر به فراموشی سپرده شده باید پدرانه دخالت کند و اجازه ندهد هیچ منطقه ای به حاشیه رانده شود.پس این صحبت که بخش خصوصی متولی بسیاری از پروژه هاست به عنوان عذر بدتر از گناه تلقی می شود.آقایان مسئول این جمله امام خامنه ای را آویزه گوش خود کنید که می فرمایند:"اگرعدالت در جامعه نباشد هیچ چیز در جامعه نیست."

نکات و نقل قول هایی که عنوان شد را به عنوان درد و دل های یک شهروند مسلمان بزرگ شده در این شهر تلقی کرده و نمونه های ذکر شده را مشتی از خروار فرض کنیم و بر اساس قاعده"خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل"،آینده شیراز(سومین حرم اهل بیت)را پیش بینی کنیم.با روند ذکر شده کاری بس آسان است.در آینده با شهری مواجه خواهیم بود که اگر از بالا به شهر نگاهی بیندازیم جز مجتمع های سر به فلک کشیده چیزی نخواهیم دید،با شهری که مردم آن با نام حرم مطهر شاهچراغ احساس غریبی و غربت می کنند،مسئولین آن در بهترین حالت،در هواپیمای شخصی در حال حرکت خود به سمت پرتغال(برای مصالح اسلام!)نماز با ضالین غلیظ می خوانند،استعمال (ع) پس از ادای کلمه "مجتمع تجاری خلیج فارس" واجب و ترک آن حرام اعلام می شود و آخرین کار و خدمت کارگزاران به بی سرپناهان شهرها،در یک حرکت جهادی و همگانی،طرح به دریا ریختن و از صفحه روزگار حذف کردن این جنایتکاران! است،البته ناگفته نماند مجلس ختم اموات نامبرده توسط خود آقایان برگزار خواهد شد.آقایان خادمان به ظاهر مسئول، در جمهوری اسلامی،این ره که می روید به ترکستان است.

و در آخر هم محضر مردم عزیز شیراز عرض کنم که انتخابات شورای شهر نزدیک است،به هوش باشیم و اجازه ندهیم مقدس نماهای راستی و غرب زده های چپی با زبان دراز و عمل کوتاه خود راه به این شورا ببرند و اشخاصی را انتخاب کنیم که به دور از گربه سگ بازیهای چپ و راست،با دغدغه تحقق اسلام ناب سعی در حل مشکلات معیشتی و فرهنگی مردم نموده و از سرزنش هیچ ملامت گری نهراسند و هوشیارانه با انتخاب خویش،اجازه ندهیم ائتلاف الاغ و روباه(جاهلان و فریبکاران) شهرمان را تبدیل به ویترین شکاف طبقاتی و حیاط خلوت وهابیون و بهائیان و رفت و آمد دین به دنیا فروشان و نا اهلان کند.    

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۱۰:۳۰
هادی مسعودی

اگر بخواهم از خصلتی نام ببرم که در همه افراد مشترک است،اما کم و کیف آن به غایت به خود فرد وابسته است،از خصوصیتی به نام منفعت طلبی اسم می برم.در واقع همه ما اعم از پیر و جوان و زن و مرد،همیشه در پی منافع اصیل و واقعی خویش هستیم و برای رسیدن به آن تلاش می کنیم.موضوع وقتی حساس می شود که نفع و ضرر را چه تعریف کنیم.اگر در پیدا کردن مصداق سود و فایده واقعی خویش دچار اشتباه شدیم،باید فاتحه دیانت و انسانیت خود را بخوانیم...بگذارید کمی توضیح دهم...

 هنگام خروج سیدالشهدا(ع) از مکه برای عزیمت به سمت کربلا،در راه با فرزدق(شاعر معروف) مواجه شده و سوالی می پرسند که جواب او قابل تامل است.امام حسین (ع) می پرسند:فرزدق از کوفه چه خبر؟می گوید:آقا در کوفه مردم قلب هایشان با شماست اما شمشیر های آنها بر شماست.حضرت بلافاصله فرمودند:صدقت،راست گفتی.


نکته اولی که در مورد این مکالمه مطرح می باشد این است که امام حسین(ع) جمله پر مغز فرزدق را تصدیق کردند ،یعنی حرف این شاعر درست است.اما سوالی پیش می آید،مگر ما همیشه بر این باور نیستیم که که درون آدمی با برون او متناسب است،مگر نه این است که از کوزه همان برون تراود که در اوست؟مگر همیشه علاقه با عمل و بینش با گرایش متناسب نبوده است؟چگونه است که مردم کوفه امام را دوست دارند اما جان امام برایشان ارزشی ندارد؟

به نظر حقیر جواب این سوال در موضوعی است که ابتدا مطرح کردم.در واقع قلب مردم کوفه با پول و زر و منافعشان بوده است و در درجه چندم با امام حسین(ع).یعنی همراهی قلب مردم کوفه با اباعبدالله(ع) به اندازه ای نبوده است که در دو راهی مقام و امام(ع)،حضرت را انتخاب کنند.

 یکی از دلایل عدم همراهی با امام زمان خود،طبق فرموده خود امام حسین(ع)،پر شدن شکم های مردم کوفه از مال حرام بوده است.اگر حرام خوری را نمونه بارز دوری از معنویت و یاد خدا بدانیم می توانیم بگوییم دنیا گرایی که در ذیل آن منفعت طلبی و معنویت گریزی تعریف می شود دلیل اصلی عدم همراهی امثال شبث بن ربعی است که با وجود نوشتن نامه به سیدالشهدا(ع)که نشانه همراهی قلب آنها در ابتدا با آن حضرت می باشد،پس از وارد شدن ابن زیاد به کوفه و مواجه شدن با ثروت و مقام،به راحتی سنگر خود را در کربلا از یار امام حسین(ع) بودن به فرمانده پیاده نظام شدن یزید عوض کرده و به پاس خوابیدن فتنه ! حسین بن علی(ع) چندین مسجد در مدینه می سازد!اگر به جای عدالت و دیانت،منفعت برای ما اصیل شد به جای بیعت با دست علی(ع) به زودی با پای حجاج بن یوسف بیعت خواهیم کرد.

 بگذارید این یادداشت را بدون ذکر مصداق رها نکنم:
 سفر های کثیر و غیرضروری و تجمل گرایانه استاندار غیر بومی خود را چند وقتی است در حال نظاره هستیم ،اما خدایا کجایند کفن پوشان دوره استاندار سابق؟شاید اسلام فقط بهانه ایی است دست برخی از حضرات راستی،می دانید مثلی است که می گوید:"همه راه ها به شکم منتهی می شود".

 نمایش مد و مانکن در یکی از هتل های شیراز ...امان از دنیا طلبی...

اللهم ما بنا من نعمت فمنک...

 

 

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۱ ، ۰۹:۱۴
هادی مسعودی

.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۱ ، ۱۱:۴۶
هادی مسعودی

به دنبال پخش شایعات مشکوکی مبنی بر دستگیری تعدادی از اعضای موسسه اندیشه و بصیرت به دلیل تهیه و توزیع ویژه نامه رازهای شهر راز، روابط عمومی موسسه اندیشه و بصیرت اطلاعیه زیر را صادر نموده است:

بسم الله الحق

اخیرا شایعات مشکوکی در بین برخی از افراد رواج داده شده است که بیان می کند تعدادی از اعضای موسسه اندیشه و بصیرت به دلیل تهیه و تولید ویژه نامه 9 دی با عنوان رازهای شهر راز بازداشت شده اند. موسسه اندیشه و بصیرت ضمن تکذیب این شایعه بیان می‌نماید که این موسسه بر اساس رسالت انقلابی خود و با درک شرایط فعلی و رصد موضع‌گیری‌های اخیر سران فتنه در شیراز و نیز پیش‌بینی اقدامات آنها در انتخابات آینده دست به این اقدام زده است و در صورتی که برخی از نیروهای وابسته به این جریان قصد انجام چنین حرکت‌هایی را داشته باشند بایستی خود را آماده پاسخگویی به خیل نیروهای حزب‌اللهی و امت انقلابی شیراز بنمایند.

والسلام علی من اتبع الهدی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۱ ، ۱۱:۴۰
هادی مسعودی

هو العزیز

انقلاب اسلامی ایران که به رهبری امام خمینی(ره)به پیروزی رسید،فقط یک شعار و یک اسم خاص نیست.طبق فرموده رهبر معظم انقلاب،انقلاب اسلامی ایران نشئت گرفته از قیام و نهضت اباعبدالله(ع)است و به همین دلیل انقلاب ایران،برای بقا،باید در راستای همان اهداف قیام امام حسین(ع)حرکت کند،در غیر این صورت جز اسم و شعار خاصیتی نداشته و دچار عقب گرد می گردد.یکی از اهداف سید الشهدا(ع) برای قیام،طبق فرمایش آن حضرت،دفاع و باز  پس گیری حقوق مظلومین و محرومین جامعه از متکبرین و زورگویان بود.پس باید سرلوحه وظایف مسئولین در جمهوری اسلامی،تلاش در راستای اعاده و دفاع از حقوق مستضعفین باشد.                                            

حضرت رسول(ص)در این باره میفرمایند:"هرگز امتی به به مقام قداست نمیرسد مگر آن وقت که وضع به این منوال باشد که ضعیف حقش را از قوی بدون لکنت زبان بگیرد."اکنون در حالی این حدیث را ذکر می کنم که حجت الاسلام جهانشاهی(معروف به طلبه سیرجانی) حدود 4 ماه است که بدون هیچ تفهیم اتهامی و بی هیچ جرمی! در زندان به سر می برد و هیچ خبر و اطلاع موثقی از ایشان در دست نیست.

آیا عدل علوی اینگونه اقتضا میکند که شخصی بی پناه را فقط به خاطر اعتراض علیه فساد و بی عدالتی،در بند کرده،بدون تشکیل دادگاه،4 ماه وی را زندانی کنید و به این دلیل که نه آقازاده است و نه سرمایه دار،در بایکوت خبری کامل اجازه ملاقات با نزدیکترین کسانش را هم به او نمی دهید؟

این سوال پیش می آید که حضرات چگونه به شخصی دیگر که علیه امنیت ملی اقدام کرده و متهم به فساد اقتصادی و جاسوسی است،آزادی داده و اجازه گرفتن وکیل و رجوع به پزشک و ملاقات با خانواده اش را به راحتی میدهند اما در برابر اقدامی و جنبشی علیه فساد و تبعیض و اعتراض در راستای آرمان های امام(ره)،با شدت برخورد میکنند؟قوه قضائیه چرا و به چه توجیهی در برابر بزرگترین فسادها در جامعه سکوت کرده و به گونه ای رفتار میکند که مردم شک کرده و احساس کنند که دستگاه قضا فشل بوده و قدرت برخورد با ام الفسادها را نداشته و فقط زورش به عده ای بی پناه و سیلی خورده می رسد؟

دستگاه قضا با این عملش،این شبهه را در اذهان ایجاد می کند که تفاوت دستگاه قضاوت در نظام اسلامی با دستگاه قضا دررژیم منحوس گذشته،فقط در تغییر نام بوده و عمل در راستای عدالت اجتماعی که نقطه جدایی جمهوری اسلامی با حکومت های دیکتاتور و خودکامه است،عملا تحت الشعاع سیاسی بازی و حزب بازی و آقازادگی قرار گرفته و ذبح شده است.

امام خامنه ای(مد ظله العالی) در این مورد میفرمایند:"اگر ما نتوانیم فضای اسلامی به معنای واقعی را در جامعه پیاده کنیم،عدل اسلامی را در دستگاه قضاوت و حکومتمان نشان دهیم و نتوانیم زمینه های تداول ثروت بین اغنیا را که اسلام آنرا منع کرده است،با نظام اقتصادی درست در جامعه اسلامی از بین ببریم و نتوانیم اخلاق و ارزش های اسلامی را در جامعه مجسم و محقق کنیم،در نتیجه نظامی با پرچم و اسم اسلام،اما با حقیقت و معنای غیر اسلامی و احیانا جاهلی خواهیم داشت؛که هر چیزغیر اسلامی باشد جاهلی است.اگر خدای نکرده چنین شد ما همان موذن بد صدایی خواهیم بود که صدا و آهنگ ناخوش ما،به جای آنکه به اسلام عزت و آبرو ببخشد،آن را دچار سرشکستگی خواهد کرد."

طبق فرموده رهبر جامعه دستگاه قضایی باید ملجا و مامن مردم به حساب آید و مردم باید این دستگاه را به منزله پدری مهربان برای خود دانسته و دلشان نسبت به هر ظلمی به اتکاء این پدر مهربان قرص و محکم باشد.

آیا قوه قضائیه با این نوع عملکرد انتظار دارد پناهگاه مردم به حساب آید؟این گونه به نظر می رسد که دستگاه قضا خود را پدر قشری محدود از افراد جامعه می داند و به همین دلیل فقط در راستای تامین حقوق این افراد تلاش کرده و برای خود تکلیفی در قبال مابقی افراد جامعه،خصوصا مستضعفین،تعریف نکرده است.آیا مسئولین قضایی با این دست اقدام های منفعلانه در برابر ظلم و بی عدالتی،خود مرتکب ظلم نشده اند؟

آیا دستگاه قضا با این نوع عملکرد شان روحانیت متعهد را ارج می نهد،روحانیتی که امام خمینی(ره)در مورد آنان میفرمایند:"روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سخت ترین شرایط همواره با دلی پر از امید و قلبی سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسل ها همت گماشته اند و همیشه پیشتاز و سپر بلای مردم بوده اند؛بر بالای دار رفته اند و محرومیت ها چشیده اند."

اللهم ما بنا من نعمت فمنک

 


پی نوشت:1.مجله راز های شهر راز که با تلاش دوستان با اخلاصم در موسسه اندیشه و بصیرت بعد از سنگ اندازی های زیاد بالاخره به چاپ رسید را شدیدا برای مطالعه به دوستان توصیه می کنم.

2.جناب قوه غذاییه تبریک حقیر سراپا تقصیر را به مناسبت برخورد قاطعتان با مظلومین پذیرا باشید!!! اینکه طلبه ی مجاهد را به سه سال و نیم حبس محکوم کردید نشان از اقتدار شماست!!! خداوند شما را پایدار کند که این قدر محکم سربازان ولایت و آرمان خواهان پابرهنه را محکوم میکنید.



در این رابطه بخوانید:

تبعیض پشت تبعیض  

نگاهی به برچسبهای نچسب طلبه سیرجانی

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۱ ، ۲۲:۳۹
هادی مسعودی

از: جنبش عدالتخواه دانشجویی
به: ریاست محترم دادگاه ویژه روحانیت

سلام علیکم

همانطور که می دانید قریب به چهار ماه از زندانی شدن علیرضا جهانشاهی(معروف به طلبه سیرجانی) و همراه جوانشان می گذرد و هنوز هیچ خبر موثقی در مورد ایشان منتشر نشده است. این وضع نگران کننده در حالی است که در این مدت بسیار طولانی، نامبرده بدون هیچ تفهیم اتهام و یا محکومیتی در اوین محبوس بوده اند. به راستی باید از دستگاه قضا که طبق قانون اساسی مجری عدالت در سطح جامعه است و از سوی دیگر باید ملجأ و پناه ضعیفان و ستمدیدگان باشد، از چنین اجحاف بزرگی پرسید که طبق کدام بند از قانون و شرع و به چه اتهام نامعلوم و نامفهومی چنین اقدامی صورت پذیرفته است.

طبق کدام اصول فقهی و کدام مبنای اجرای عدالت می توانید شخصی را بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد دستگیر کرده و قریب به سه ماه او را از دیدار خانواده اش محروم کنید، بدون اینکه هیچ خبری از او منتشر نمایید؟

آیا مرخصی های پزشکی، حق استفاده از وکیل مخصوص، ارتباط با جامعه و دیدار با خانواده و سرکشی به آنان حق گروه خاصی از افراد هست ولی حق مظلومان و بی پناهان نیست؟

آیا اسلام آمده است تا حقوق از دست رفته آنان را بازگرداند یا رنج مستضعفین را مرهم بگذارد؟

جنبش عدالتخواه دانشجویی مدت هاست که به انحاء گوناگون با برخی گروه ها، افراد، شخصیت ها پیرامون حساس نمودن آنان به این واقعه تلاش نموده است و سعی نموده این درد بزرگ را درفضایی آرام و بدون تنش پیگیری نماید امّا آنچه این روزها می بینیم و می شنویم حاکی از این است که برخی نهادها و جریان ها، مشغول تسویه حساب سازمانی با طلبه ای هستند که هنوز اتهام و جرمش معلوم و مشخص نیست.

اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی بنا بر رسالتی که بر دوش دارد و وظیفه ای که پیرامون دادخواهی از مظلومین بر عهده گرفته است به این وسیله از شما به طور جدی مطالبات زیر را بیان می کند:

۱- هر چه سریعتر جامعه و اذهان مشوش شده مردم  را پیرامون این قضیه روشن کنید و اطلاعات موثقی از حال آقای جهانشاهی منتشر نمایید.

۲ – قوه قضائیه باید به این پرسش مهم و امر نگران کننده پاسخ دهد که چرا شخصی را در عین بی عدالتی و مخالفت با قانون و شرع در حبس نگاه می دارد بدون اینکه دادگاهی برای او تشکیل دهد.

۳- چرا از خانواده ایشان حق ملاقات را سلب نموده اید؟

در پایان جنبش عدالتخواه دانشجویی از شما درخواست ملاقات اعضای شورای مرکزی این اتحادیه دانشجویی با علیرضا جهانشاهی و همراه شان را دارد تا به این وسیله از سلامت روحی و جسمانی نامبرده مطلع و از چگونگی و چرایی وضعی که به آن دچار هستند، اطلاعات موثق به دست آورده و در اختیار مومنین به اسلام و انقلاب بگذارند.

 به امید ظهور عدالت گستر گیتی


منبع:سایت جنبش عدالت خواه کشوری

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۱ ، ۲۱:۵۳
هادی مسعودی

با سلام و عرض ادب خدمت جناب صادق عابدین

آقای استاندار،همه می دانیم که قطار انقلاب به حرکت خود ادامه می دهد و اگر کسی نتواند خود را به این قطار برساند،خود مقصر است.

شما به عنوان یک مسئول حکومتی در جمهوری اسلامی،وظیفه پیگیری اهداف و آرمان های انقلاب و هم چنین جلوگیری از لجن مال شدن این آرمان ها را دارید.به خوبی می دانید که یکی از بزرگ ترین مطالبات و آرمان های انقلاب،تحقق عدالت اجتماعی و در پی آن دستگیری کامل و کافی از قشر مستضعف و محروم جامعه می باشد و باز هم می دانید که یکی از بزرگ ترین آفات جامعه اسلامی،ترویج تفکر غربی و روحیه مصرف گرایی و هم چنین رو بر گرداندن از مظلومین و پابرهنگان جامعه توسط مسئولین می باشد.

با تاسف حقیر تا به حال عملی قابل توجه در این راستا از جنابعالی ندیده ام.تا به حال عکس موضوعات عنوان شده را از شما سراغ دارم.تا به الان جز حمایت از مجتمع های تجاری،که نماد ترویج سبک زندگی غربی است،جز کم توجهی به قشر ضعیف جامعه چیز دیگری مشاهده نکرده ام.

معمولا برای شناخت تفکرات  یک شخص در یک حوزه خاص،باید ببینیم الگوی آن شخص در آن حوزه چیست.از روی عمل شما الگوی شما در توسعه شهری واضح است:دوبی.شما به جای اینکه بر اساس منویات امام خامنه ای در مسائل شهری یک چشمتان همیشه به مسئله عدالت باشد به الگویتان است.شما قصد دارید شیراز را تبدیل به دوبی ایران کنید نه سومین حرم اهل بیت.

اگر بخواهم برای ادعای خود که شما برای گودنشین ها اهمیتی قائل نیستید شاهدی بیاورم،قضیه کارتن خواب ها را که حدود 1 ماه است پیگیر آن هستیم برایتان عنوان می کنم.

حدود 1 ماه است که برای رسیدگی به وضعیت اسفناک کارتن خواب ها و بی خانمان ها،ده ها بار به فرمانداری و شهرداری و استانداری رفته ایم اما تا به حال جز وعده های پوچ و بد قولی و وقت تلف کردن چیزی ندیده ایم.

ما بر اساس وظیفه ای که امام امت بر دوشمان قرار داده است که نگذاریم مرفهین پشت درب های بسته،مظلومین را ببلعند،نگذاریم مسئولین بی درد و غرب زده اهداف انقلاب را که چند صد هزار شهید به خاطر آن داده ایم،به محاق ببرند،انواع تذکر ها و صحبت ها را با مسئولین مربوطه داشته ایم،حرفمان را حضوری زدیم،پیشنهاد دادیم،طرح دادیم،اما...اما کجاست اراده؟کجاست دغدغه محرومین؟کجاست مسئولی که عقیده اش بر منافعش اولویت داشته باشد؟و با کمال احترام،کجاست نظارتی از جانبتان،که برخی از مسئولین نتوانند انقدر راحت از انجام وظیفه خود فرار کنند؟کجاست حرکتی،تحرکی از طرف استاندار،که حداقل به خاطر آبروی خودشان هم که شده قولی را که شهردار و فرماندار داده اند را پیگیری کند،به خاطر خدا نه،به خاطر انقلاب نه،به خاطر آبروی خود.

و در آخر آقای استاندار،بنده بی توجهی شما به معضل کارتن خواب ها را مشتی از خروار فرض کرده و اینگونه برداشت می کنم که شما اصلا اعتقادی به ساماندهی و کمک به محرومین و مظلومین ندارید و بیشتر در فکر الگوی خود به سر می برید.تا تصور حقیر و دیگران در این مورد قطعی نشده،اثبات کنید که اینگونه نیست،اثبات کنید که شما دلبسته انقلاب بوده و برای بقای این انقلاب هر کاری می کنید.مامنتظر عمل سریع شما هستیم.

والسلام علی من التبع الهدی


پی نوشت:آقای استاندار،خسته نباشید،تمام عمل شما در برابر کم کاری و مال خوری و سهل انگاری زیر دستانتان فقط موعظه بود؟ 

بخوانید تمام مطالبی که در مورد کارتن خواب ها نوشته شد و فقط در آرشیو سایت ها و وبلاگ ها باقی ماند:

مطلب میلاد فریدنیا

مطلب کریم جوکار

مطلب سجاد علی پور

شعر پیمان خسروی

سایت خبری شیرازنا

سایت جنیش عدالت خواه دانشجویی کشور

مطلب امین ایمنی

صحبت آقای انجوی نژاد در این مورد

سایت تحلیلی خبری سحاب

سایت تحلیلی خبری سحاب

سایت شیرازیس

مطلب میلاد فریدنیا

سایت تحلیلی خبری سحاب

مطلب کریم جوکار

مطلب پیمان خسروی

مطلب خودم

مطلب خودم

شعر پیمان خسروی

۲۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۱ ، ۱۸:۵۰
هادی مسعودی

پس از بازدیدی که با تشکل های دانشجویی از وضعیت کارتن خواب های شهر داشتیم و در آنجا با تمام وجود عمق فاجعه را حس کردیم،با مشورت هایی که صورت گرفت،قرار بر این شد که با تمام ارگان های مرتبط با این قضیه،نامه نگاری کرده و در آن مطالباتمان را اعلام کنیم.جدی ترین مطالبه ما در نامه،اسکان موقت این بی خانمان ها برای جلوگیری از مرگ آنها بر اثر سرما بود.

نامه ای با امضا تهیه شد :

 بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز ، بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد ، بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور ، بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی ، جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز ، تشکل وصال ، مجمع دانشجویان عدالتخواه ، موسسه ی اندیشه و بصیرت ، جمعی از طلاب شیراز

پس از مکتوب نمودن نامه،به تک تک سازمان های مربوطه رفتیم و صحبت هایی را مطرح کردیم که به اجمال باید بگویم که : ما حداقل پانزده بار به اداراتی مثل فرمانداری و شهرداری و استانداری سر زدیم و در سه جلسه ی عمومی با حضور مسئولین یا نمایندگان ادارات و سازمانهای مسئول مطالبه مان را بیان کردیم 

نتیجه ی این رفت و آمد ها قولی بود که جناب فرماندار آقای زرین کلاه به ما دادند که تا پایان آذر ماه : کارتن خواب ها ساماندهی می شوند و تا پایان آذر دیگر ما کارتن خوابی توی شیراز نخواهیم داشت .

و مصوبه ی جلسه ای که در آن شهرداری موظف شد که طی دو هفته مکانی مناسب را جهت اسکان موقت خیابان خواب ها راه اندازی کند .

هم اکنون روزهاست که هم آن دو هفته گذشته است هم آذر ماه ، و عملا اتفاق خاصی رخ نداده است .

"آقایان مسئول،بدانید و خوب می دانید که ما فرزندان انقلاب هستیم و برای این انقلاب و آرمان های آن با هیچ احدی شوخی نداشته و از عزیز ترین کسانمان خواهیم گذشت.اگر واقعا نمی توانید چند کارتن خواب را ساماندهی کنید تا فصل سرما بگذرد،پس سریعا از منصب خویش استعفا دهید که هر ثانیه ای که بگذرد و شما در جایگاهی که استحقاق آنرا ندارید باشید،در نامه عمل شما،خیانت به خدا،رسول و تمام مومنین نوشته می شود."

البته از چنین مسئولینی،انتظاری بیش از این نیست،مسئولینی که سقف دغدغه آنان برای آباد کردن شهر،جمع کردن سگ های ولگرد است و تماما به فکر گرفتن عوارض برای ساخت مجتمع های تجاری هستند و هدف آنها در شهر سازی،تبدیل کردن شیراز به دبی است نه به سومین حرم اهل بیت،واقعا انتظاری بیش از این نیست.وقتی نظر آقای شهردار این است که من حاضر نیستم پول بالا شهری را پای منقل پایین شهری بسوزانم،چه انتظاری از معاون اجرایی ایشان است؟

 

۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۱ ، ۲۳:۴۱
هادی مسعودی

وقتی به آثار و منویات امام خمینی(ره) نگاهی داشته باشیم،متوجه می شویم که ایشان نسبت به یک گروه یا تفکر،حساسیت فوق العاده و نفرتی شدید داشته اند خطرات این دسته را همیشه گوشزد کرده اند.به گفته امام،دنیای استکبار پس از اینکه از مبارزه رودرو با اسلام و جمهوری اسلامی نا امید شد،دست به دامن روشی به نام"نفوذ"شد،تا از طریق نفاق و ترویج تفکرات آمریکایی با لعاب اسلامی،ماهیت اسلام را از درون خالی کند و از همین طریق تفکرات خویش را جایگزین تفکرات اسلامی از نوع انقلابی قرار دهد.امام راحل نام این نوع اسلام ساختگی و تحریف شده را "اسلام آمریکایی"گذاشتند و در مقابل،همیشه مبلغ اسلام ناب یا اسلام انقلابی بوده اند.

مروجین اسلام آمریکایی معتقد به اسلام عبادی و فردی بوده،شعار جدایی دین از سیاست به بهانه اینکه دین فراتر از آن است که بخواهد در مسائل کثیف! سیاسی وارد شود سر می دهند.افرادی ترسو و منفعت طلب که مبلغ اسلام بی آزار و سکولاریزه بوده و همیشه برای حفظ جایگاه خود،به بهانه دین هرگونه ظلم و ستم به مظلومین را توجیه می کنند.

امام خمینی(ره)می فرمایند:امروز عده ای با ژست تقدس مابی چنان تیشه به ریشه دین انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند،خطر تحجر گرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست.طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند،این ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله...ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته به مراتب کاری تر از اغیار بوده و هست...خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است،هرگز از فشار ها و سختی های دیگران نخورده است...آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است،از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیر المومنین(ع)که در تاریخ بشر روشن است.

روحانیت وابسته یا همان آخوند آمریکایی کسانی هستند که احکام نجاست و طهارت و ثواب حضور در مسجد و تکفیر بد حجاب را از بس که بر روی منبر رسول الله گفته اند،کاملا از بر بوده،تسلط کامل دارند،اما هرگاه اسم مسئولیت های اجتماعی به میان می آید یا بویی از مبارزه و خطر به مشام می رسد،سکون تمام وجودشان را فراگرفته و تنها عملی که انجام می دهند سکوت است.

زبان حال این افراد مانند کسی است که نذر کرده بود اگر فتنه حسین بن علی(ع) بخوابد و یزید پیروز شود چندین مسجد در کوفه بسازد!

این متحجرین با دید قشری که به دین دارند،با تکه تکه کردن اسلام و ایجاد بدعت در آن،تعالیمی که پیامبر اکرم(ص) به خاطر آن مبعوث شدند را به قتلگاه برده و سپس با هم حجره ای خویش راجع به حکم ریخته شدن خون مگس روی لباس تا صبح بحث می کنند.

عادت این نوع افراد است که افراد دغدغه مند و مبارز را تخطئه و شاید تکفیر کنند.برد فکری این آقایان به گونه ای است که منحصرا خود را مسلمان و شیعه واقعی می دانند.

اگر این روایت را که"حق هر مسلمانی بر گردن مسلمان دیگر این است که هیچ کس سیر نخوابد در حالی که برادر و خواهرش گرسنه باشند،سیراب نباشد در حالیکه برادرش تشنه باشد و..."برایشان بخوانی،با تعجب و عصبانیت به تو نگاه می کنند و حقارت آمیزانه می گویند:ما خود به این روایات مسلطیم،اما این ها مباحث سیاسی است که ما وارد نمی شویم،به نظر ما حدیث"نماز ستون دین است"برای ارشاد مردم کافی است!

در برابر آخوند های آمریکایی،آخوند های انقلابی قرار دارند که همیشه در خط مقدم جبهه اسلام علیه کفر و نفاق و تحجر قرار گرفته اند.آخوند انقلابی کسی است که هیچ گاه حاضر نیست به بهانه درس و اجنهاد،از مسئولیت های اجتماعی بزند،بزرگ ترین و هولناک ترین دره برای یک مسلمان از دید آخوند انقلابی،سکوت مقابل ظلم است.آب روحانیت مبارز هیچ گاه با مرفهین بی درد و مستکبرین حتی اگر ده ها بار به مکه و کربلا رفته باشند و ماه ها در حال اعتکاف باشند به یک جوی نمی رود.

به قول امام روح الله(ره)،روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت.

و در آخر با کلامی از امام خمینی(ره)،مطلب را به پایان می برم:

" بزرگ‌ترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی‌نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای زهرآگین جهان‌خواران بوده‌اند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است ؛ ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب ، مروج باطل یا ثناگوی ظلمه و موید آنان بوده‌اند. "

اللهم ما بنا من نعمت فمنک


پی نوشت1:چه زیبا گفت شهید آوینی:"خلاف آنچه بسیاری می پندارند، آخرین مقاتله ما _ به مثابه سپاه عدالت _ نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است . اگر چه این یکی نیز و لو "هزار ماه" باشد به یک "شب قدر" فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد"

پ.ی2:آقایان مسئول،مهدی هاشمی را که آزاد کردید،باشد،ببخشید سوالی دارم:تکلیف طلبه سیرجانی چه شد؟

پ.ن3:امروز توی دانشگاهمون همایش وحدت حوزه و دانشگاه داشتیم،از معدود دفعاتی بود که انقدر آخوند یک جا دیدم،واقعا چقدر مفید بود!!!!

پ.ن4:مسئول فرهنگ دانشگاهمون که یک آخوند هست و تا الان چند بار باهاشون به خاطر ضعف عملکرد و نظارت و ندادن اطلاعات شفاف به حقیر بحثم شده،اخیرا گفته اند که تا وقتی من توی این دانشگاه هستم نمی گذارم مسعودی با قلم نحس و نجسش توی دانشگاه کار کنه!!!...روحیه نقد پذیریتون را تحسین می کنم حاج آقا.

پ.ن5:از امام جمعه محترم مرودشت تنشکر می کنم که با اومدن به دانشگاه ما باعث شدن بالاخره ما رئیس دانشگاهمون را برای اولین بار توی نمازخانه در حال نماز خوندن ببینیم...آقای رئیس دانشگاه،ایدکم الله...

پ.ن6:جانم فدای بی بی رقیه...

بخوانید شعر زیبای برادرم پیمان خسروی

به خاطر ناراحتی که از عملکرد بسیج دانشگاهمون دارم خوندن شعر زیبای برادر گلم مهندس کدیور را پیشنهاد می کنم.

۱۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۱ ، ۲۱:۲۱
هادی مسعودی